تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
كريسى موريسون كتابى دارد به نام آفرينش انسان ؛ در آن كتاب اين موضوعات را خيلى خوب شرح داده است . از جمله بعد از آنكه اوضاع زمين و جوّ زمين و اكسيژن و گازهاى ديگرى كه در مجموع زمين وجود دارد و مجموع اوضاعى كه در روى زمين رخ داده و وضع ابرها و وضع هوا را كاملًا تشريح مىكند ، مىگويد اصلًا محال و ممتنع است كه جريانات بىهدف عالم منتهى به اينجا شده باشد . مثل اين است كه كسى فرض كند كه كتابى مثل كليات سعدى نوشته شده ولى همين سعدى كه اين شعرها را گفته آدمى بوده در نهايتِ بىسوادى و بىذوقى ، اصلًا شعر نمىفهميده ، معنى شعر هم نمىفهميده ، همين طور كه با قلم خط خط مىكرده اين طور درآمده است ؛ تصادفاً اين جور شده ! محال و ممتنع است كه تصادف چنين اثرى را به وجود بياورد . تا حالا هيچ وقت شده كه يك روزنامه در بيايد در بيست صفحه ، شما دربارهء يك مقاله‌اش ، دربارهء نيم مقاله‌اش ، دربارهء يك سطرش احتمال بدهيد حروفچين‌هايى بىسواد همين طور به گزاف حروف را برداشته و چيده‌اند اين مقاله درآمده است ؟ ! هيچ وقت انسان مىتواند چنين احتمالى بدهد ؟ و حال آنكه ممكن است كسى بگويد چه مانعى دارد ؟ حروفش كه آنجا بوده ، حروفچين هم كه آنجا وجود داشته ، دست حروفچين را هم كه نبريده بودند ؛ حروفچين بىسوادى برداشته همين طور بدون اينكه نقشه‌اى باشد ، يك حرف الف از اينجا برداشته ، ب از آنجا برداشته ، هى برداشته جمع كرده ، خودش هم نمىدانسته چكار مىخواهد بكند ، بعد داده زير چاپ ، حالا نگاه مىكنيم مىبينيم يك مقالهء مفصل دربارهء مثلًا « اوضاع سياسى جهان » از آب درآمد !

معنى سماء

در گردش شب و روز ، در اين روزىِ شما كه خدا از بالا فرود مىآورد [ نشانه‌هايى است براى كسانى كه تعقل مىكنند . ] مكرر عرض كرده‌ايم كه « سماء » در عربى مساوى با كلمهء « آسمان » در فارسى نيست . غلط است كه نصاب هم گفته : « سما آسمان » . آسمان فارسى مركب از كلمهء « آس » و كلمهء « مان » مفهوم فلك را مىدهد ، يعنى آس مانند ( آس يعنى سنگ آسياب ) ؛ يعنى آن چيزى كه مانند سنگ آسياب مىچرخد . اين از اساس فلكيات قديم گرفته شده كه فلك مثل سنگ آسياب مىچرخد . كلمهء « سماء » يعنى بالا . قرآن به ابر هم « سماء » مىگويد و گاهى به خود