است ؛ و شناختن انسان خودش را مساوى است با پى بردن به عالم ملكوت ، و اگر كسى پى نبرده است به دليل اين است كه خودش را آنچنان كه بايد نشناخته است .
در داستان ابراهيم عليه السلام مىخوانيم : « وَ كَذلِكَ نُرى ابْراهيمَ مَلَكوتَ السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ لِيَكونَ مِنَ الْموقِنينَ » « 1 » . صحبت ارائهء ملكوت كه [ پيش ] مىآيد اسم « ايقان » در كار مىآيد .
گردش منظم شب و روز ، آيهاى براى قدرت و حكمت پروردگار
[ مطلب را با ] يك موضوع ديگر تفصيل مىدهد ، كه باز درجهء پايينتر است : « وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ما انْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَاحْيا بِهِ الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ تَصْريفِ الرِّياحِ اياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلونَ » . سه مطلب به سه عبارت ذكر شد : يكى اينكه به طور كلى در آسمانها و زمين آياتى است براى اهل ايمان ، ديگر اينكه در خلقت انسان و خلقت جاندارها آيات است براى اهل يقين بالخصوص . بعد جريانهايى از عالم ما را ذكر مىكند براى كسانى كه لااقل اهل فكر و تعقل باشند . يكى از آنها گردش منظم شب و روز است . قرآن هميشه اين گردش منظم شب و روز و اين نظام را به عنوان يك آيه و يك شىء معنىدار براى نشان دادن قدرت و حكمت پروردگار ذكر مىكند . « وَ ما انْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ » روزىِ شما را از آسمان فرود مىآورد . مقصود باران است چون بعدش مىگويد : « فَاحْيا بِهِ الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها » و به وسيلهء اين روزىِ شما كه از آسمان مىآيد زمين را زنده مىكند . مىخواهد بگويد اين باران كه شما مىبينيد اوضاع عالم اين جور است ، يك دفعه مىبينيد از بالا آب را - گويى در غربيل كرده باشند يا با آبپاش - مىپاشند روى زمين ، اين را شما يك امر تصادفى تلقى نكنيد ، خيال نكنيد كه همين طور تصادفاً اين آبها مىآيد و تصادفاً براى گياههاى زمين نافع است و تصادفاً براى حيوانها نافع است و تصادفاً براى انسانها نافع است ؛ صحبت تصادف نيست ؛ اينها كارهاى حساب شده است . آن ابر و باد و حركت باد و حركت ابر و ريزش باران و روييدن گياه و تمام اينها تقدير و حساب و در نظرگرفته شده و با نقشه و حساب قبلى بوده است و محال است كه علل تصادفى به اينجا كشيده شود .
هامش
( 1 )
. انعام / 75 .