باران هم « سماء » مىگويد . گاهى به خدا هم موجودى سماوى مىگويد . هر چيزى كه به هر اعتبارى به او علوّ بشود گفت [ به آن « سماء » مىگويند . ] « ارْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً » « 1 » يعنى اين سماء را همين طور داريم مىريزيم به سر آنان . مقصود خود باران است . به خود باران قرآن گفته « سماء » چون از بالا مىآيد . به ابر هم مىگويد « سماء » . اينجا كه مىفرمايد : « وَ ما انْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ » يعنى آنچه كه از بالا براى شما فرود مىآورد « مِنْ رِزْقٍ » از آن روزى . آب خودش روزى نيست ، سبب روزى است ولى چيزى كه سبب چيز ديگر است [ گاهى به جاى مسبَّب ذكر مىشود ، ] به اصطلاح ذكر سبب و ارادهء مسبّب است . « فَاحْيا بِهِ الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها » به وسيلهء همين آب زمين مرده را زنده مىكند . « وَ تَصْريفِ الرِّياحِ » چرخاندن بادها . كلمهء « تصريف » مفهوم گرداندن را مىدهد . در سابق چون اين موضوع براى علما محرز نبود توجه به اين نكته نمىكردند ولى امروز كه اطلاعات جوّشناسى زياد شده و معلوم گرديده است كه باد جز هواى متحرك چيز ديگرى نيست ( در اثر اختلاف دماى منطقهها ، گرم و سرد شدنها و اينكه هواى گرم سبكتر است و هواى سرد سنگينتر و آنها فشار مىآورند و حركتهايى پيدا مىشود ) توانستهاند نشان بدهند كه اصلًا باد مىچرخد ، يك حركات چرخشمانندى دارد ، و گفتهاند اين امر با اين تعبير قرآن تطبيق مىكند كه مىفرمايد : « وَ تَصْريفِ الرِّياحِ » گرداندن بادها . « اياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلونَ » در همهء اينها براى مردمى كه تفكر و تعقل كنند و بخواهند بفهمند و بشناسند ، آياتْ زياد است .
اينها همه دعوت به آسمانشناسى هست ، زمينشناسى هست ، انسانشناسى هست ، جانورشناسى هست ، جوّشناسى هست . بعد مىفرمايد : « تِلْكَ اياتُ اللَّهِ نَتْلوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ » ( آيات تكوينى را به نام « آيه » ذكر كرده ، بعد دومرتبه آيات قرآنى را به نام « آيه » مىگويد ) اين سه آيهاى كه ما دربارهء « آيات تكوينيه » گفتيم اينها آيات خداست ، وحى الهى است كه به حق ما بر تو تلاوت مىكنيم « فَبِأَىِّ حَديثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ اياتِهِ يُؤْمِنونَ » تعبير عجيبى است ! اينها اگر به خدا و اين آيات روشن خدا ايمان نياورند ديگر به چه مىتوانند ايمان بياورند ؟ ! يعنى اگر كسى ايمانش را به قرآن و خدا از دست بدهد ايمانش را به همه چيز از دست داده است ، ديگر آن مايهء ايمانى را براى هيچ چيزى نخواهد داشت . و صلّى اللَّه على محمد و إله الطاهرين .
هامش
( 1 )
. انعام / 6 .