تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
هم هست . « رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا » بعد « سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّار » . به دنبال باطل نبودن خلقت فوراً مسئلهء قيامت و جهنم و اين گونه امور را مطرح مىكند . « رَبَّنا انَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ اخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظّالِمينَ مِنْ انْصارٍ » « 1 » . ( اينكه اينها وقتى كه به عالم نگاه مىكنند [ مىگويند ] پروردگارا تو عالم را باطل و بيهوده نيافريدى ، يعنى از نظام عالم ، حقيقت مىبينند و در حقيقت حاقّه را مىبينند كه عين متن حق و حقيقت است . ) [ مفاد آيات ] اين است كه اگر دنيا را از آخرت مجزّا كنيم جز يك لعب و بازى و بازيچه چيز ديگرى نيست و براى اهل دنيا كارهاى حكيمانه‌شان هم بازى است . آيهء « انَّمَا الْحَيوةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِى الْامْوالِ وَ الْاوْلادِ » « 2 » همين مطلب را بيان مىكند . مولوى داستان خوبى در تفسير اين آيه دارد ؛ مىگويد :
كودكان هر چند در بازى خوشند * شب كسان‌شان سوى خانه مىكشند شب شد و شد گرمِ بازى طفل خُرد * دزد ناگاهش لباس و كفش بُرد
آنچنان سرگرم به اين كار بيهودهء خودش هست كه آنچه برايش لازم مىآيد - كه كفش و لباس است - اساساً از يادش مىرود .
شب شد و بازى و او شد بىمدد * رو ندارد كه سوى خانه رود
بعد مىگويد : « نى شنيدى انَّمَا الدُّنْيا لَعِب ؟ » حكايتِ همين است . « ما خَلَقْناهُما الّا بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ اكْثَرَهُمْ لايَعْلَمونَ » . اول كلمهء « لاعب » را آورد ؛ اينجا نقطهء مقابل لاعب ، « حق » را ذكر مىكند . خير ، آسمانها و زمين ( مجموع آسمانها و زمين چون عالم عِلوى و سفلى است به صيغهء تثنيه آورده شده . نفرمود « ما خلقناهنّ » چون آسمانها جمع است ، بلكه به اعتبار اينكه همهء آسمانها و زمين مجموع عالم علوى و سفلى را تشكيل مىدهد به صورت تثنيه ذكر مىكند ) ما ايندو را - آسمان و زمين را - نيافريديم الّا بِالْحَقّ . اين « ب » در « بالحق » را در اصطلاح ادبى « باء ملابست » مىگويند . در تعبير فارسى اين‌طور بايد بگوييم : مگر توأم با حق . حق توأم با اينهاست . نه صرفاً مىگويد براى حق ، اصلًا حق توأم با اينهاست . از ذات حق جز حق صادر نمىشود ، از ذات حق باطل صادر نمىشود « وَ لكِنَّ اكْثَرَهُمْ لايَعْلَمونَ » ولى اكثر اين مردم اينها را نمىفهمند و نمىدانند .
هامش
( 1 ) . آل عمران / 192 . ( 2 ) . حديد / 20 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 646 | مرتضى مطهرى