مىگوييم : « حضرت مولى چنين فرمود . » گاهى هم در دعاها مىگوييم : « انَا مَوْليكَ » من مولاى تو هستم . اين دو معنا متضاد هستند . « او مولاست براى ما » يعنى ما از او مىخواهيم كه در پناه او باشيم ، او حامى ما باشد . « ما مولاى او هستيم » يعنى در تحت تصرف او هستيم . اينجا مىفرمايد : « يَوْمَ لا يُغْنى مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَيْئاً » روزى كه هيچ مولايى ، هيچ حامىاى از كسى كه تحت حمايتش است نمىتواند حمايت كند و سودى به او برساند . « وَ لا هُمْ يُنْصَرونَ » و نه كمك مىشوند . مىخواهد بگويد كه نه كسى مىتواند صددرصد نجاتدهندهء شخص ديگر باشد و نه كسى مىتواند كمك برساند ، يعنى خود او چيزى داشته باشد ولى ديگرى مىآيد مددى به او مىرساند ، مثل اينكه در جلسهء امتحان يك وقت هست كسى هيچ چيزى ندارد ، ديگرى همه را به او مىرساند ؛ يك وقت نه ، كمى بلد است ، چند كلمهاى هم كه بلد نيست ديگرى به او مىگويد . هيچ اينها وجود ندارد « الّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ » . اين جمله استثناى از « وَ لا هُمْ يُنْصَرون » است : مگر كسى كه مورد رحمت الهى قرار بگيرد .
مفسرين گفتهاند اين خودش از ادلهء شفاعت است . از « يَوْمَ لا يُغْنى مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَيْئاً » استثنا نشده ؛ اين طور نيست كه يك كسى به دليل اينكه مولى است از كسى كه تحت حمايت اوست بدون اينكه در اين شخص هيچگونه لياقتى باشد [ حمايت كند و ] همهء كارهايش را او بكند ، چون در شفاعت هم ما « الّا مَنِ ارْتَضى » داريم ، يعنى شرط دارد . اما « نصرت » يعنى كمك كردن ، عنايت كردن - كه اين همان معناى مغفرت و رحمت پروردگار از مجراى شفيع است - وجود دارد . اين همان نصرت الهى است . آن بازىاى كه ما مىگوييم اسمشان حضرت مولى [ است ] و بعد ما مىشويم بچه درويش و ديگر همهء كارها را مولى كرده ، آن وجود ندارد . اما كمك هست و گفتيم زمينهء كمك اين است كه هميشه در جايى است كه شخص لياقتى دارد ، اعانتى به او مىشود ؛ و معنى شفاعت اين است . در حديثى هست كه شخصى به نام زيد شَحّام گفت در خدمت حضرت صادق عليه السلام بوديم ، همين آيه خوانده شد :
« يَوْمَ لا يُغْنى مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرونَ . الّا مَنْ رَحِمَ اللَّهُ » حضرت فرمود : « مَنْ رَحِمَ اللَّه » ما هستيم ( به اعتبار شفاعت كردن نه به اعتبار شفاعت شدن ) « 1 » .
« انَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الرَّحيمُ » خدا عزيز و غالب است و مهربان است . از آن جهت كه
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 24 / ص 205 ( باب 54 ، روايت 3 ) .