تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
او در عبادت كمى كوتاه مىآمد . گفت : چه مىگويى ؟ ! من تو را عالِم خيال مىكردم ، عيسى دائماً در حال عبادت بود . فرمود : كى را عبادت مىكرد ؟ او خدا بود ، خدا كى را مىخواست عبادت كند ؟ اين ، گرفتن طرف است به قول خود طرف . اين را مىگويند جدال و مجادله ؛ و قرآن دستور مىدهد : « ادْعُ الى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ » « 1 » به راه خدا دعوت كن ، اما همه را كه از يك راه نمىشود برد ، همه را از يك در نمىشود وارد كرد ، از يك در نمىروند ، يكى اهل حكمت و تعقّل و استدلال است ، با او از طريق حكمت و تعقّل و استدلال قوى وارد شو . يكى جاهل و غافل است ، غافل را بايد موعظه كرد . يكى هم به اصطلاح مُكابر است يعنى روى قوزش افتاده ، مجادله و مغالطه كارى مىكند ، با او از طريق جدال وارد شو ، ولى جدال هم حسابى دارد : « وَ جادِلْهُمْ بِالَّتى هِىَ احْسَنُ » جدال به نحو احسن .

مفهوم آيه اگر به شكل جدل باشد

حال مفهوم آيه [ اگر به شكل جدل باشد ] اين است : بگو اگر خداوند ، اگر رحمن ، خداى رحمن فرزندى داشته باشد من اولين عبادت كننده‌اش هستم . تعبير آيه اين است : بگو به اينها اگر خدا فرزند داشته باشد من اولين عبادت‌كننده‌اش هستم . آيا اين جدال است ؟ اگر جدال باشد معنايش اين است : من كه خدا را بهتر از شما مىشناسم و از شما عارفتر به خدا هستم ؛ شما آمده‌ايد ادعا مىكنيد كه خدا فرزند دارد و چون فرزند دارد فرزند هر موجودى در حكم خود آن موجود است ، احترامى كه براى خود آن موجود بايد قائل شد براى فرزندش هم بايد قائل شد ( همانطور كه عرض كردم خدا و خدازاده مثل آقا و آقازاده است ) ، به آنها بگو اگر خدا فرزندى داشته باشد كه من آگاهترم و خودم او را عبادت مىكردم ، پس اگر من عبادت نمىكنم چون او فرزند ندارد . پس درواقع مىخواهد بگويد ما عجالتاً حرف شما را قبول مىكنيم كه خدا اگر فرزند داشته باشد فرزندش هم مثل خودش بايد عبادت بشود ، يعنى اين اصل را فعلًا به سبيل جدل قبول مىكند : بله ، شما راست مىگوييد ، واقعاً هم اگر خدا فرزند داشته باشد بچهء خدا را كه نمىشود كوچك گرفت و
هامش
( 1 ) . نحل / 125 .