مادر مجراى فرزند هستند . ولى خالق ، مبدع و ابتكار كننده است يعنى با ارادهء خودش مخلوق را انشاء مىكند نه اينكه مخلوق را از وجود خودش بيرون مىريزد . آن ، تخم گذارى است . اگر ما فكر كنيم كه خالق مخلوق را از خودش بيرون مىريزد درواقع قائل به تخمگذارى خالق شدهايم ! خالق ، خلقت را ابداع كرده است يعنى با ارادهء خودش مخلوق را انشاء مىكند ، خلق مىكند ، ابتكار مىكند . اين است كه خداوند در قرآن توصيف مىشود به خالق سماوات و ارضين و خالق همه چيز :
« قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ » « 1 » ولى گفته نمىشود والد چيزى ؛ خدا والد هيچ موجودى نيست .
چون صحبت از فرزند داشتن خدا آمده است و اصلًا در اطراف خدا ، گفتن اين گونه سخنان خلاف ادب است ( ولى اينجا [ گفته شده است ] چون ردّ آنهاست و بايد گفت ) پشت سرش تسبيح مىآيد : « سُبْحانَ رَبِّ السَّمواتِ وَ الْارْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّا يَصِفونَ » منزّه است پروردگار آسمانها و زمين ، پروردگار عرش ، آن مالك و مدبّر . به مجموع عالم از آن جهت كه عرصهء تدبير و ارادهء الهى و به اصطلاح مركز تدبير الهى است « عرش » گفته مىشود . اينجا هم مفسرين گفتهاند « رب العرش » عطف بيان است : منزه است پروردگار همهء جهان و همهء جهان كه عرش اوست از اين توصيفها ، از اين سخنان ، از اين نسبتها ( والد بودن و بچه داشتن ) . اين مثل « العياذ باللَّه » است كه ما مىگوييم : نعوذ باللَّه كه در اطراف خدا چنين سخنانى بشود گفت .
« فَذَرْهُمْ يَخوضوا وَ يَلْعَبوا » مأيوسانه به پيامبر مىگويد : اى پيغمبر ! ديگر اين بدبختها را رها كن و بگذار در اين جهلها و حماقتهاى خودشان و ظلمتهايى كه خودشان براى خودشان فراهم كردهاند فرو بروند ؛ يعنى ديگر اميدى به نجات اينها نيست . « ذَرْهُمْ يَخوضوا » رهايشان كن ، بگذار در اين اوهام و خرافات و حماقتها فرو بروند « يَلْعَبوا » بگذار بازى كنند ، دلخوش باشند به اين مسائل غيرجدّى و اين بازيچههايى كه درست كردهاند « حَتَّى يُلاقوا يَوْمَهُمُ الَّذى يوعَدونَ » تا آن روزى را كه به آن وعده داده شدهاند ملاقات كنند ، آن روزى كه به تعبير قرآن : « فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَديدٌ » تعبير عجيبى است : پردهات را برداشتيم ؛ و حافظ همين تعبير را چه عالى مىگويد : « حجاب چهرهء جان مىشود غبار تنم » . اين غبار تن كه
هامش
( 1 ) . رعد / 16 .