يك طرف براى انسان فطرت توحيدى قائل است و از طرف ديگر مىگويد از روزى كه بشر به روى زمين آمده خدا پيغمبران فرستاده است كه اينها نگهبان بشر بودهاند ، قهراً مكتب قرآن اين است كه اولين چيزى كه در روى زمين پيدا شده توحيد است ، چون اولين چيزى كه در زمين پيدا شده حجّت خداست . مكتب اسلام انبيا اين است : اولين كسى كه خدا در زمين فرستاد حجّت خدا و پيغمبر بود و هيچ وقت زمين خالى از حجّت خدا نيست و اگر در روى زمين دو نفر باقى بمانند يكى از آنها حجّت خدا خواهد بود . اين است كه قرآن در بتپرستى ريشههايى از خداپرستى به دست مىدهد كه انحرافات خداپرستى به اينجا رسيده است . اينكه ما مىگوييم مثلًا عرب جاهليت بت را پرستش مىكرد چنين نيست كه يك دفعه از خانهاش بيرون آمد ، رفت سنگى يا چوبى پيدا كرد و گفت برويم پرستش كنيم ، بلكه اينها يك ريشههايى در اول و در اصل در خداپرستى داشته است ؛ صورتهاى انحرافى خداپرستى و مغالطههايى در خداپرستى به اينجا رسيده است .
حديثى از امام صادق عليه السلام
حديثى هست از حضرت صادق عليه السلام كه در به اصطلاح دينشناسى واقعاً حديث عجيبى است ! از امام سؤال كردند كه يَا بنَ رسولِ اللَّه ! چطور شد كه بتپرستى در دنيا پيدا شد ؟ اولين بار بتپرستى به چه وسيله پيدا شد ؟ حضرت فرمود كه بتپرستى بعد از خداپرستى پيدا شد و آن اين بود كه قبل از يونس ، در دوران قبل از تاريخ ( به اصطلاح امروز ) مرد حكيم و خداپرستى بود و شايد هم پيغمبر ( حالا من يادم نيست ) به نام « اسقلينوس » و او مردم را به توحيد دعوت مىكرد و مردم فوقالعاده به او ارادت مىورزيدند ، و او مُرد . بعد كه مرد ، مردم در فراق او بىتابى مىكردند .
شيطان اينجا وسوسه كرد ( حالا يا شيطان انس يا شيطان جن ) ، آمد به آنها گفت كه شما خيلى بىتاب هستيد ، من براى اينكه تسكينى براى قلب شما باشد مجسمهء او را براى شما مىسازم كه لااقل مجسمهاش را ببينيد ، يادگارش هست . مردم خيلى خوشحال شدند . مجسمهء اين مرد خداپرست را ساخت و مردم در ابتدا فقط به ديدن و زيارت آن مجسمه مىرفتند كه آن مطلب اشكالى نداشت ، به عنوان يادگارى بود از خودش ، مثل عكسهايى كه ما از مردگان خودمان مىبينيم . يكى دو نسل گذشت .
كم كم شيطان اين وسوسه را براى مردم به وجود آورد كه خود اسقلينوس اگر در