چرخ بشكندش بيضه در كلاه » . مىنشينند نقشه مىكشند ، با همديگر سرّى حرف مىزنند ، نجوا مىكنند « امْ يَحْسَبونَ انّا لانَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْويهُمْ » اينها وقتى كه رفتند خيلى محرمانه و سرّى در دل خودشان نقشهها را كشيدند و به احدى نگفتند يا وقتى هم كه خواستند بگويند رفتند نجوا كردند و بيخ گوشى حرفها را گفتند كه فاش نشود ، خيال كردند بازيهايى را كه بشرى با بشرى درمىآورد با خدا مىشود درآورد . آيا واقعاً اينها چه فكر كردند ؟ ! خيال مىكنند خدا آواز آن خطور قلبشان را نمىشنود ؟ اينجا قرآن تعبير به شنيدن مىكند : آن آواز آن خطورهاى قلبشان را هم خدا مىشنود ؛ يعنى آن كلماتى كه در قلبشان خطور مىدهند - كه شأن كلمه اين است كه مسموع باشد - ما همان كلمات بىصدا را هم مىشنويم و همچنين نجواها كه بيخ گوشى حرفها را به يكديگر مىرسانند ، ما همين جا حاضر و شاهد هستيم و بعلاوه فرستادگانى داريم ، فرشتگانى داريم كه مأمور همهء انسانها هستند و همه چيز را ثبت و ضبط مىكنند و مكتوبهاى آنها - كه با قلمهاى ملكوتى مىنويسند - باقى خواهد ماند و در قيامت - قرآن مىگويد - تمام كوچك و بزرگ كار هر كسى نمايان است . « امْ يَحْسَبونَ انّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ » اين تلخشمرندگان حق و مكروه شمرندگان حق خيال مىكنند كه ما راز آنها را كه در دلشان خطور مىدهند نمىشنويم ؟ ! نجواها ، بيخگوشىهايشان را نمىشنويم ؟ چرا ، ما مىشنويم . غير از ما فرستادگانى هم داريم كه آنها را ثبت و ضبط مىكنند و ثبت و ضبط شده را در قيامت به خودشان ارائه مىدهند . « بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبونَ » فرستادگان ما نزد خودشان هستند ، همراه خودشان هستند و دائماً دارند مىنويسند . « يَكْتُبونَ » دائماً در حال نوشتناند ، چون انسان دائماً در حال كار و فعل و عمل است .
ريشهء فكر فرزند داشتن خدا
« قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ »
. راجع به تفسير اين آيه هم مفسرين وجوهى ذكر كردهاند . ابتدا دو مقدمه عرض بكنم : يك اينكه اين فكر كه خدا داراى فرزند است ، مىدانيم كه وجود داشته است ، يكى در مسيحيّت : « الْمَسيحُ ابْنُ اللَّهِ » « 1 » گفتند مسيح پسر خداست ، و ديگر در كفار جاهليّت مىگفتند فرشتگان فرزندان خدا و « بَناتُ اللَّه » هستند ، و بتپرستىشان از فرشتهپرستى سرچشمه مىگرفت و فرشتهپرستىشان از اين فكر كه فرشتگان دختران خدا هستند ، منتها وقتى كه تاريخ خيلى طول مىكشد ، نسلهاى بعد كه مىآيند در مقابل بت مىايستند توجه ندارند كه اين بتها هيكلهايى است كه براى فرشتگانى ساختهاند و فرشته را پرستش مىكنند چون دختر خداست . اين فكرها در آنها نيست . ولى آنهايى كه واردتر بودند ، تا
هامش
( 1 ) . توبه / 30 .