فاكِهَةٌ كَثيرَةٌ مِنْها تَاْكُلون » در آنجا ميوههاى فراوانى داريد كه از آنها استفاده مىكنيد ، يعنى نه اينكه همهء آنها را مىتوانيد استفاده كنيد ، آنجا تمام شدنى نيست ، از آنجا استفاده مىكنيد .
كيفر مجرمان
تا اينجا صفحهء بهشت و بهشتيان بود ، حالا صفحهء جهنمىها شروع مىشود : « انَّ الُمجْرِمينَ فى عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدونَ » مجرمان ، گنهكاران ( البته مقصود گروهى از گنهكاران هستند كه خود قرآن معين كرده ) در عذاب جهنم جاويد مىمانند . آنجا راجع به آنها فرمود : « انْتُمْ فيها خالِدونَ » ، اينجا به صورت غياب ذكر مىكند . مفسرين ، اينجا اين مطلب را عنوان كردهاند كه مقصود از « مجرم » چيست ؟ آيا مقصود از « مجرم » خصوص كافر است ، خصوص مشرك است ؟ نه ، چون اولًا كلمهء « مجرم » يعنى گنهكار ، و ثانياً خود قرآن خلود را منحصر به كفار نكرده ، مسلمان هم در اثر بعضى از گناهان ممكن است خالد در جهنم باشد . در قتل عمد ، صريح آيهء قرآن است ، اگر كسى نفس محترمى را بكشد و توبه نكند و از اين دنيا برود او خالد در جهنم است .
پس ضرورتى ندارد كه ما بگوييم [ مقصود از « مجرم » مشرك است . ] ظاهر آيه هم كه [ مفيد ] « مشرك » نيست . « لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ » تخفيفى داده نمىشود ، اول و آخرش يك جور است ، نه اين است كه اولش سخت است ، بعد تخفيف و تخفيف ؛ نه ، « لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فيهِ مُبْلِسونَ » و اينها در آنجا نااميدند . يك عذاب ، يك رنج براى انسان ، هرچه شديد باشد يك طرف ، اميد نداشتن به خلاص شدن يك طرف . اگر انسان دچار شديدترين رنجها باشد ولى يك برق اميدى در آن نهايت [ باشد كه ] خوب اين بالأخره تمام مىشود ، هرچه هست تمام مىشود ، [ تحمل آن رنج برايش آسانتر است . ] اين عذاب ، جسمى است ، آن يكى روحى است ؛ و بدتر از آن عذاب جسمى ، اين يأس و نااميدىاى است كه از نظر روحى دارند كه پايانپذير نيست .
چرا بعضى از عذابها خالد است ؟
اينجا اين سؤال هميشه مطرح است و خيلى افراد مىگويند كه چرا بعضى از عذابها عذاب خالد است ؟ آيا اين خلاف عدل الهى نيست ؟ قرآن هم همين جا مسئله را طرح مىكند : « و ما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانوا هُمُ الظّالِمينَ » ما به آنها ستم نكردهايم ، اينها