اميرالمؤمنين است در حديث توحيد صدوق كه خداوند تمليك كرده به اشخاص مثلًا قوه را ، قدرت را ، استطاعت را ، اما اين تمليك معنايش اين نيست كه از ملك خودش خارج كرده ، بلكه « وَ هُوَ امْلَك » در عين حال خودش مالكتر است . ما مىبينيم كه در عين حال ، قيامت با دنيا يك تفاوتى دارد . لااقل عالم دنيا عالم حجاب است ، يعنى مالكيت خداوند براى ما ظهور ندارد ؛ يعنى ما آنچه كه احساس مىكنيم ، اسباب و مسببات ظاهرى را مىبينيم نه آن حقيقت را ؛ حقيقت را نمىبينيم .
اگر كسى حقيقت را الآن ببيند باز مىبيند مالك همه چيز خداست . اما وقتى كه ما وارد قيامت مىشويم ، مىبينيم همهء مالكيتها باطل و ضايع شد و همه برگشت به مالك اصلى . « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَومَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّار » . آن عارف گفت « الآن كما كان » الآن هم همينطور است . بله ، از ديد يك نفر آدم عارف الآن هم همين طور است ، ولى او از ديد كسانى مىگويد كه چشمشان آنجا باز مىشود . آن وقت اين مالكيتهاى ظاهرى همه مىميرد ، همه باطل مىشود ، مالكيت حقيقى خداوند ظاهر مىشود ، خداست كه وارث همه چيز است . پس چون اين تعبير « ارث » در مورد خود خدا به كار برده شده است ، معنايش ظهور حقيقت است . حال براى آن كسانى كه از طريق الوهيت چيزهايى را در آنجا واجد مىشوند مىگويد : « وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتى اورِثْتُموها » .
به همان معنا كه خدا وارث اينهاست در قيامت ، اين بندگان وارث هستند ، يعنى مالك حقيقىِ اينها مىشوند به مالكيت پروردگار . پس درواقع اين جور مىخواهد بگويد : « ما كه مالك همه چيز هستيم ، تو هم مالك اينها و بلكه همه چيز هستى » .
يك چيزى نقل مىكنند كه نامهاى از خداوند به اهل بهشت مىرسد : « مِنَ الْحَىِّ الْقَيّومِ الَّذى لايَموتُ الَى الْحَىِّ الْقَيّومِ الَّذى لايَموتُ » ما قيوم واقعى هستيم و تو هم به قيوميت ما اينجا قيوم و مالك واقعى خواهى بود .
پس اينجا كه تعبير « ارث » مىكند ، براى اين است كه مىخواهد بگويد مالكيت شما شأنى از شئون مالكيت حقيقى خداوند است . همان وراثت الهى كه به خداوند مىرسد - كه معنايش اين است كه حجابها از بين مىرود و حقيقت آشكار مىشود - به شما هم مىرسد . « تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتى اورِثْتُموها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلون » .
باز به نوع ديگر به تنعمات جسمانى اشاره مىكند . در آن آيه به خوردنيها و نوشيدنيها اشاره كرد ، صِحافٍ مِنْ ذَهَب كه خوردنيها بود ، اكْواب كه جامهايى است كه نوشيدنيها را در آن قرار مىدهند ، در اينجا دِسر و ميوهاش را ذكر مىكند : « لَكُمْ فيها
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 581
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٨١