حقيقت بر آنها عرضه مىشد با آن نمىجنگيدند هرگز خداوند اينها را عذاب نمىكند چون تقصيرى نكردهاند . اينها را به اصطلاح فقهى مىگويند « قاصر » . ولى اگر انسان رسيد به آنجا كه حق و حقيقت بر او عرضه بشود و وى عنادى ، تعصبى ، لجاجى ، استكبارى بورزد [ معذب خواهد بود . ] اين است كه قرآن همواره كلمهء « كفر » مىآورد كه به معنى عناد ورزيدن است ، كلمهء « استكبار » مىآورد ، كلمهء « جحود » مىآورد . آيا هر كسى كه به پيغمبر ما ايمان نداشته باشد لزوماً اهل جهنم است ؟
جوابش اين است : [ آيا ] ايمان ندارد به دليل اينكه بر او عرضه نشده است و بدون تقصير ايمان ندارد ، يا ايمان ندارد از راه اينكه در تحصيل حقيقت كوتاهى كرده ، يا حقيقت عرضه هم شده معذلك تعصب و لجاج ورزيده ؟ اگر قسم دوم باشد قطعاً اهل جهنم است ، ولى قسم اول اين جور نيست ، « قطعاً » نمىشود گفت ، چون اصلًا روح و حقيقت [ ايمان تسليم و عدم عناد ] است . انسان قاصر را كه حجت بر او تمام نشده است خداوند متعال عذاب نمىكند : « وَ ما كُنّا مُعَذِّبينَ حَتّى نَبْعَثَ رَسولًا » « 1 » ما هرگز قومى را عذاب نمىكنيم پيش از آنكه حجت را بر آن مردم تمام كرده باشيم .
واى به حال كسى كه حجت بر او تمام بشود ! همچنين كسانى كه ولايت ائمه را قبول ندارند ، دو جورند : [ آيا ] عرضه شده است و مخالفت كردهاند يا عرضه نشده است ؟
بوصيرى يك شاعر مصرى قرن هفتم است ؛ قصيدهاى دارد به نام « بُرده » در مدح حضرت رسول . قصيدهاى است كه ميان شيعه و سنى شايع است ، در كتابهاى شيعهها هم زياد است . قصيدهاى است كه از شاهكارهاى ادبيات عرب بلكه شاهكار ادبيات جهان است . مرحوم آقا شيخ عباس قمى در هر كتابش راجع به حضرت رسول كه چيزى نقل مىكند از اشعار بوصيرى مىآورد . شما هم خيلى شنيدهايد :
فاقَ النَّبيّينَ فى خَلْقٍ وَ فى خُلُقٍ * وَ لَمْ يُدانوهُ فى عِلْمٍ وَ لا كَرَمٍ
مُحَمَّدٌ سَيِّدُ الْكَوْنَيْنِ وَ الثَّقَلَيْنِ * وَالْفَريقَيْنِ مِنْ عُرْبٍ وَ مِنْ عَجَمٍ
أَ مَنْ تَذَكَّرَ جيرانٍ بِذى سَلَمٍ * مَزَجْتُ دَمْعاً جَرى مِنْ مُقْلَةٍ بِدَمٍ
أَمْ هَبَّتِ الرّيحُ مِنْ تِلْقاءِ كاظِمَةٍ * وَ اوْمَضَ الْبَرْقُ فِى الظَّلْماءِ مِنْ اضَمٍ
« كاظمه » و غير آن كه مىگويد ، نام كوههاى اطراف مدينه است . اصلًا با پيغمبر
هامش
( 1 ) . اسراء / 15 .