تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
است : اينها نماز دارند و به نماز خودشان آگاهند و خداى آنها هم به كار آنها آگاه است . بنابراين ما چنين آياتى در قرآن داريم و نبايد اول برويم ببينيم كه آيا مىتوانيم معنى بكنيم كه مقصود از تسبيح [ و تحميد ] چيست . قرآن چنين مطلبى مىگويد كه تمام ذرات عالم هستى خدا را تسبيح و حمد مىكنند ، و به ما هم مى گويد : ولى شما اى مردم فهم نمىكنيد اما چنين چيزى وجود دارد . البته خدا هم كه اين مطلب را بيان كرده ، نخواسته يك معمايى را كه هيچ وقت بشر به هيچ شكل آن را حل نمىكند بيان كرده باشد . قرآن اين را مىگويد براى اين كه ما تلاش كنيم تا به اين حقيقت برسيم و اين حقيقت را به اندازهء ظرفيت خودمان كشف كنيم و بفهميم . گفتيم مرحلهء دوم اين است كه ببينيم تلاشى كه افراد بشر بعد از اين راهنمايى قرآن ، در اين راه كرده‌اند چه بوده و در واقع اين آيات را چگونه خواسته‌اند تفسير كنند . اين سلسله آيات در قرآن مجموعاً دو گونه تفسير شده است كه ما مىتوانيم اين دوگونه را « حكيمانه » و « عارفانه » بناميم .

تفسير حكيمانه

بعضى اين آيات را حكيمانه تفسير كرده‌اند و گفته‌اند مقصود قرآن از اين كه مىگويد هر چيزى خدا را تسبيح و حمد مىكند ، تسبيح « تكوينى » و به « زبان حال » است . ما يك « زبان حال » داريم و يك « زبان قال » . زبان حال اين است كه يك موجودى - مثلًا يك انسان - حالتى پيدا مىكند كه با اين كه دهانش بسته است اما وضعش دارد با آدم حرف مىزند . مثلًا شما و دوستتان در خيابان ايستاده‌ايد و با همديگر صحبت مىكنيد . يك وقت شخص مفلوكى با يك قيافهء ژنده‌اى مىآيد در مقابل شما دو نفر مىايستد و گردنش را كج مىكند . حالتش نشان مىدهد كه [ مىگويد ] من نيازمندم ، به من كمك كنيد . اين را « زبان حال » مىگويند . ولى يك وقت كسى مىآيد به زبان مىآورد كه كمكى به من بكنيد . اين مىشود « زبان قال » . بنابراين خيلى اوقات حالت بيرون انسان از ضمير انسان خبر مىدهد ، چنان كه مىگويند « رنگ رخسار خبر مىدهد از سرّ ضمير » . چگونه خبر مىدهد ؟ حرف كه نمىزند ، دلالت مىكند . انسان خيلى حرفها را به زبان بىزبانى مىزند . شايد افراد انسان با يكديگر كه برخورد مىكنند ، بيش از مقدارى كه با زبان ظاهر با هم حرف مىزنند ، به زبان بىزبانى با همديگر حرف مىزنند و خودشان را به يكديگر معرفى مىكنند . من در كتاب مسئلهء حجاب نوشته‌ام كه بعضى از لباسها و بعضى از ژستها زبان‌دار است . آدمى كه وقتى راه مىرود بادى به غبغب مىاندازد ، صدايش را كلفت مىكند و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 511 | مرتضى مطهرى