وَ انْ مِنْ شَىْءٍ الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهونَ تَسْبيحَهُمْ « 1 » هيچ چيزى نيست ( انْ مِنْ شَىْءٍ يعنى ما مِنْ شَىْءٍ ) مگر آن كه خدا را تسبيح مقرون به حمد مىكند ، ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد ؛ يعنى نگو من گوشم را كه پاى اين چوب يا سيمان يا درخت و همين طور ذرات بدن خودم مىگذارم نمىشنوم كه او خدا را تسبيح مىكند . طبق گفتهء قرآن هر سلول از سلولهاى پوست و گوشت و استخوان و خون من و هر مويى از موهاى بدن من دائماً در تسبيح حق تعالى است ، در حالى كه من نمىشنوم . قرآن مىگويد بله ، شما نمىشنويد ؛ و بلكه « نمىفهميد » تعبير مىكند ؛ نمىگويد « لا تَسْمَعونَ » ، مىگويد : « وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ » و ميان ايندو فرق است . اگر « لاتَسْمَعونَ » باشد [ يعنى ] ممكن است ما بفهميم چنين چيزى هست ولى نمىشنويم . مثل اين كه ما الآن مىفهميم كه در اين فضا امواج راديويى از ايستگاههاى مختلف راديويى دنيا هست ولى نمىشنويم . اما قرآن مىگويد « ولى اين مطلب را نمىفهميد » ؛ نه تنها نمىشنويد بلكه نمىفهميد ، فهم نمىكنيد ، هنوز فهمتان كوتاه است .
فرق تسبيح و تحميد
قبل از اين كه به آيات ديگر بپردازم ، فرق ميان « تسبيح » و « حمد » را عرض كنم كه مىفرمايد : الّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ . چون تسبيح و حمد كار ماست ، اقلًا بفهميم وقتى در نماز مىگوييم : سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِهِ كه خلاصهاش اين است : « تسبيح پروردگار عظيم مىكنم و حمد پروردگار عظيم » يا مىگوييم : سُبْحانَ رَبِّىَ الْاعْلى وَ بِحَمْدِهِ يعنى تسبيح مىكنم پروردگار برتر را و حمد مىكنم او را ؛ « تسبيح مىكنم » يعنى چه ؟ و « حمد مىكنم » يعنى چه ؟
ثناى خدا به دو شكل است : يكى تسبيح و ديگرى تحميد . تسبيح يعنى تنزيه ، يعنى خدا را از آنچه كه ذات او مبرّاست منزّه كردن ، و برتر دانستن او از آنچه كه شأن مخلوقين است و حاكى از نوعى نقص و ناتوانى و نارسايى است . اصلًا كلمهء
هامش
( 1 ) . اسراء / 44 .