روشن كند [ استفاده ] نمىكنند . انسان مكلف و موظف است كه از پرتو نور وحى و نبوت ، به كمك نور فطرت خودش بهرهگيرى كند ، و وقتى از اين نورها استفاده نكند آنگاه در ظلمت قرار مىگيرد ؛ و نور خدا سراسر هستى را فرا گرفته است : اللَّهُ نورُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ . سراسر هستى روشن به نور خداست و سراسر هستى آگاه از وجود خداوند است ( چون در روشنايى است نه در تاريكى ) و شناساى خالق و بارئ خودش است . در اين آيه مطلبى را ذكر مىفرمايد كه اين مطلب به عبارات مختلف در قرآن مجيد آمده است « 1 » .
تسبيح و تحميد موجودات
يكى از حرفهايى كه قرآن روى آن تكيه كرده است مسئلهء تسبيح و تحميد موجودات - هر دو - است . قرآن در بعضى از بيانات خودش مىگويد تمام ذرات وجود ، خدا را تسبيح مىكنند و حمد مىكنند ؛ يعنى طبق منطق قرآن مثلًا چوب و فلز خدا را تسبيح مىكنند ، ذرات هوا تسبيحگوى خدا هستند ، هر مولكول از مولكولهاى آب و هر ذره از ذرات اتمى و هر ذرهء كوچكتر از اتم خدا را تسبيح مىكند .
حال ما اول بايد ببينيم اصلًا قرآن چنين حرفى را مىزند يا نمىزند . ابتدا آيات را مىخوانيم . بعد ببينيم بشر به حسب عقل و فهم و عرفان خودش چقدر توانسته خود را به اين منطق قرآن نزديك كند . پس ما دو مرحله داريم : يكى اين كه آيا قرآن چنين مطلبى را بيان كرده يا نكرده است . دوم اين كه بشر در تلاش و تكاپوى خودش چقدر خود را به اين حقيقت نزديك كرده است .
قرآن اين مطلب را با عبارات مختلف در جاهاى مختلف گفته است . من مقدارى را كه در نظر دارم و حفظ هستم برايتان عرض مىكنم . يكى در سورهء بنىاسرائيل است كه شايد از همه جا عامتر و صريحتر بيان فرموده است ؛ مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . مطالب قرآن مجيد هميشه از بشر جلوتر است ، طبعاً اين طور است ، يعنى بشر بايد كوشش كند خودش را به اين حقايق برساند . انسان هرگز نبايد انتظار داشته باشد كه قرآن مطالب را هميشه در سطح معلومات او بيان كند ، چون معلوماتْ قابل پيشروى و توسعه و تكامل است . يك كتاب بشرى اين طور است . يك نفر كه مىخواهد به نور قرآن مهتدى باشد بايد گوشش به نداى قرآن باشد و ببيند از اين حرفها چه درمىآيد .