تعبير ] هست .
قُتاده يكى از مفسرين و فقهاى زمان خودش است ( البته از مفسرين اهل تسنن ) و در كوفه بوده است . او در سفرى كه به مدينه مىرود ، خدمت امام باقر مشرّف مىشود و از امام سؤالاتى مىكند و جوابهايى مىشنود و در مقابل سؤالات امام درمىماند و در خودش خيلى احساس حقارت مىكند . بعد به امام عرض مىكند كه من با عالمهاى زيادى روبرو شدهام ولى در مقابل هيچ كس به اندازهء شما خودم را گم نكرده و مضطرب نشدهام . حضرت فرمود : مىدانى كه در مقابل چه كسى قرار گرفتهاى ؟ بَيْنَ يَدَىْ بُيوتٍ اذِنَ اللَّهُ انْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ در مقابل آنهايى قرار گرفتهاى كه خدا آنان را « بيوت » ناميده است ، يعنى اين كسى كه در مقابل توست يكى از آن بيتهاست . بعد خود او منصفانه اقرار كرد و گفت : يابنَ رسولِ اللَّه ! تصديق مىكنم كه مقصود از آن « بيوت » كه در قرآن آمده است ، خانههاى سنگى و گلى نيست ، « خانههاى انسانى » است .
از اينجا يك نكتهاى در باب توحيد استفاده مىشود و آن اين است : اعمّ از اين كه اين خانهها را خانههاى گلى بگيريم يا خانههاى انسانى - كه البته مقصود خانههاى انسانى است - قرآن مىگويد اين ، خانههايى است كه خدا اجازه داده است آن خانهها شأنشان بالا باشد ، تعظيم شوند ، مورد احترام واقع شوند . اگر مقصود خانههاى گلى هم باشد ، ما مىدانيم كه به طور كلى در دين مقدس اسلام تعظيم و احترام مسجد بر همه واجب است و بىاحترامى به مسجد حرام است ، تنجيس مسجد حرام است و اگر مسجدى تنجيس شد ، بر همهء كسان ديگر واجب كفايى است كه زود آنجا را تطهير كنند . اگر كسى به ما بگويد اين بر خلاف اصل توحيد است ، مسجد گل و خاك و آجر و سنگ است ، خود كعبه هم همين طور ، چهارتا سنگ روى همديگر گذاشتهاند و چيز ديگرى نيست ، مگر سنگ هم مىتواند احترام داشته باشد كه بشر به سنگ احترام بگزارد ؟ [ مىگوييم ] نه ، سنگ هرگز احترام ندارد ، خدا و عبادت خدا احترام دارد . معبد از آن جهت كه معبد است احترام دارد . معبود به ما اجازه داده است كه معبد را احترام كنيم . احترام معبد به اجازهء معبود ، احترام معبود است . اين شرك نيست ، عين توحيد است .
حال آيا اين احترام اختصاص به معبد دارد ؟ نه . آيا اگر معبود به ما اجازهء تعظيم و احترام عابد را از آن جهت كه عابد است بدهد و ما عابد را از آن جهت كه عابد
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 474
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٧٤