تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
است تعظيم و تجليل و تكريم كنيم ، اين شرك است ؟ نه ، اين هم عين توحيد است . بنابراين آيا تعظيم و احترام پيغمبر اكرم يا ائمهء اطهار و حتى كمتر از آنها شرك است ؟ نه ، اينها « بُيوتٌ اذِنَ اللَّهُ انْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ » هستند . همانطور كه خدا اجازهء تعظيم و احترام خانهء گلى را كه معبد است داده ، اين خانهء انسانى كه معبد روح اوست ، به درجاتى از آن خانهء گلى بالاتر است و بلكه خانهء گلى كه احترام دارد به اعتبار عابدهايش است . كعبه احترام خودش را از ابراهيم و اسماعيل و بعد انبيا و ديگران دارد ، احترامش را از اين دارد كه « اوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ » « 1 » اولْ معبد جهان است . چون اول معبد و اول نقطه‌اى است كه براى عبادت و پرستش خدا تأسيس و ايجاد شده ، احترامش را از عبادت دارد . پس معبد هم احترام خودش را از عابد و عبادت دارد . در روايات شيعه زياد داريم ، در روايات اهل تسنن هم [ تعبيراتى وجود دارد ] كه مؤيّد آن است كه مقصود از اين بيوت ، همان انسانهايى هستند كه واقعاً سراسر وجودشان عبادت است و اصلًا خودشان مسجدند . وقتى انسان نگاهش براى خدا باشد ، شنيدن و گفتن و فكر كردن و قدم برداشتن و خوردن و آشاميدن و خوابيدنش براى خدا باشد ، اين بدن جز « معبد » اسم ديگرى ندارد . ببينيد على عليه السلام در دعاى كميل به خداى خودش چه عرض مىكند : يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ ! قَوِّ على خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَ اشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحى وَ هَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ وَ الدَّوامَ فِى الْاتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ پروردگارا ، پروردگارا ، پروردگارا ! به اعضا و جوارح على نيرو بده كه بيشتر در خدمت تو باشد ، عزم على را بر اين خدمت راسخ‌تر كن ، به من ببخش اين را كه جداً از تو بترسم ، به من ببخش خدمت « علىالاتّصال و بالدّوام » را كه يك لحظه از من در غير خدمت نگذرد . اين همان چيزى است كه او داشت و خدا هم به او داد . يك چنين شخصى تمام اندامش معبد است ، آن هم بزرگترين معبد . كعبه هرگز نمىتواند ادعا كند كه من معبدى نظير اين معبد هستم .
هامش
( 1 ) . آل‌عمران / 96 .