تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
مقصود از « زجاجة » ولايت و امامت است و مقصود از آن درخت مبارك و پربركتى كه اين مشكات و اين زجاجه و اين مصباح از او پيدا شده شجرهء ابراهيم است و [ اينها ] نتيجهء دعاى ابراهيم است . اين مطالبى كه راجع به اين آيه عرض كردم در واقع حواشىاى بود راجع به مطالبى كه در جلسهء قبل عرض كرده بودم . آيهء بعد مىفرمايد : فى بُيوتٍ اذِنَ اللَّهُ انْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فيها بِالْغُدُوِّ وَ الْاصالِ . رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ اقامِ الصَّلوةِ وَ ايتاءِ الزَّكوةِ يَخافونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلوبُ وَ الْابْصارُ « 1 » در خانه‌هايى كه خدا مجاز شمرده و اجازه داده است كه آن خانه‌ها بالا برده شوند و تعظيم و تكريم شوند و نام خدا در آن خانه‌ها برده شود ، در آن خانه‌هاست كه صبحگاهان و شامگاهان مردانى خدا را تسبيح مىگويند كه در عين اشتغال به كارهاى دنيايى - كه وظيفه‌شان هم هست - يك لحظه از خداى خود غافل نمىمانند .

مقصود از « بيوت » چيست ؟

مقصود از اين « فى بُيوتٍ » ( در خانه‌هايى ) چيست ؟ شايد همهء مفسرين گفته‌اند مقصود اين است كه آن چراغى كه ما مثال زديم ، در خانه‌هايى اينچنين باشد . طبعاً اين سؤال به وجود مىآيد كه آن چراغ را در هر خانه‌اى ذكر مىكرد كافى بود ، چرا اين همه قيد در آن آمده است كه آن چراغ در خانه‌اى باشد كه آن خانه چنين و چنان باشد ؟ اين خودش مؤيّد همين است كه آن مثَل ، مثَل انسان است ؛ و در روايتى كه در تفسير صافى نقل مىكند فرموده‌اند : هِىَ بُيوتاتُ الْانْبِياءِ وَ الرُّسُلِ وَ الْحُكَماءِ وَ ائِمَّةِ الْهُدى اين ، خانه‌هاى پيغمبران و مرسلين و حكما و ائمّه است ، خانه‌هاى اكابر معنوى بشر است . حال چه فرق است بين خانه‌اى كه مال يكى از اولياى خدا باشد و خانه‌اى كه مال ديگران باشد ؟ بلكه از نظر ساختمان و خشت و گل و آجر و سيمان و غيره هميشه خانهء ديگران بر خانهء اينها ترجيح داشته است ، چرا خانه‌هاى اينها را ذكر مىكند ؟ خود آيه نشان مىدهد و در روايات هم آمده است كه مقصود از اين خانه‌ها ، خانه‌هاى گلى و ظاهرى نيست ؛ مقصود همان انسانها و بدنهاى آنهاست ، يعنى اينها انسانهايى هستند كه بدنشان مسجد و معبد روحشان است . در روايات ما هم [ همين
هامش
( 1 ) . نور / 36 و 37 .