تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
اين گونه است . در آيات قرآن به مسئلهء هدايت همهء موجودات تصريح مىكند ؛ از زبان موسى عليه السلام نقل مىكند كه وقتى فرعون به او گفت : خداى تو كيست ، خدايت را به ما معرفى كن ، گفت : رَبُّنَا الَّذى اعْطى كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى « 1 » . در اين جمله به دو برهان اشاره شده است : يكى برهان نظم كه خدا به هر مخلوقى آنچه را كه براى آن مخلوق امكان داشت و شايستگى آن را داشت داد ، يعنى نظام موجود ، [ و ديگر برهان از راه اصل هدايت . ] « ثُمَّ هَدى » مطلب ديگرى است ، يعنى بعد هم هر موجودى را نسبت به آينده و هدف و كمال خودش روشن كرد و راهنمايى نمود . در سورهء سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْاعْلى هم مىخوانيم : الَّذى خَلَقَ فَسَوّى . وَ الَّذى قَدَّرَ فَهَدى « 2 » . و من در بين مفسرين ، تنها فخر رازى را ديدم كه متوجه اين نكته شده است و ظاهراً اين تعبير از او باشد كه : براى اولين بار قرآن اين نكته را براى مردم بيان كرد كه اصل نظام مخلوقات ، يك شاهد بر وجود حق است و اصل هدايت موجودات ، شاهد ديگرى بر وجود حق است . جهان از آن جهت كه يك ماشين است يك حساب دارد ، [ و جهان از آن جهت كه هدايت مىشود حساب ديگرى دارد . به عبارت ديگر نظام مخلوقات يك اصل است ] و اين كه يك نيروى مرموز ناشناخته‌اى « غريزه‌مانند » هر موجودى را به جلو مىكشاند اصل ديگرى است . حال ، هدايت موجودات و اين كه خداوند هر موجودى را به مقصدى از مقصدها هدايت كرده ، چگونه است ؟ اين هم درست مثل مسئلهء معرفت است ؛ يعنى هر موجودى اول به سوى خدا هدايت مىشود ، بعد به سوى مقصد ديگر ؛ يعنى خداوند « غايةالغايات » است و هر مقصدى مقصد بودن خودش را از خدا دارد . اين كه خدا نور آسمانها و زمين است و هر چيزى نورانيت خودش را از خدا دارد همان مطلب است كه هر چيزى به خدا شناخته مىشود و خدا به خود ، هر چيزى به خدا ظاهر است و خدا به خود ظاهر است ؛ و هرچيزى به وسيلهء خدا « مهتدى اليه » است ، يعنى اشياء به سوى آن چيز راه يافته مىشوند و آن شىء مقصد واقع مىشود ، جز خدا كه به ذات خودش مقصد و مقصود همهء كائنات و همهء
هامش
( 1 ) . طه / 50 . ( 2 ) . اعلى / 2 و 3 .