عمار و . . . ، آنهاى ديگر استفاده نمىبرند .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَكُمْ لِيُرْضُوكُمْ
گرمند به قسمهاى غِلاظ و شِداد خوردن كه ما چنين نكرديم ، ما چنان نكرديم ، ما با شما هستيم ، كه مؤمنين را راضى كنند . مؤمنين هم شايد كم و بيش تحت تأثير قرار مىگرفتند . قرآن مىگويد چرا اينقدر كوشش مىكنيد كه مؤمنين را راضى كنيد ، كوشش كنيد خدا و پيغمبر را راضى كنيد ، يعنى منافق نباشيد . چرا پىدرپى قسم مىخوريد تا مؤمنين را راضى كنيد ؟ قسم نخوريد ، نيتتان را تغيير بدهيد تا خدا از شما راضى بشود ، تا پيغمبر خدا از شما راضى بشود .
وَ اللَّهُ وَ رَسولُهُ احَقُّ انْ يُرْضوهُ خدا و پيغمبر سزاوارترند كه خدا را راضى كنيد .
نمىفرمايد خدا و پيغمبر سزاوارترند كه خدا و پيغمبر را راضى كنيد . وقتى مقام جلب رضاست كه نوعى عبادت و عبوديت است ، ديگر پيغمبر را وارد نمىكند . خدا و پيغمبر سزاوارترند كه در راه رضاى خدا بكوشيد يعنى رضاى پيغمبر هم همان رضاى خداست . نمىگويد هم خدا را راضى كنيد هم پيغمبر ، چون رضاى پيغمبر غير از رضاى خدا نيست . و خدا و پيغمبر خدا سزاوارترند به اينكه اينها خدا را راضى كنند انْ كانوا مُؤْمِنينَ اگر واقعاً مؤمناند و راست مىگويند .
أَلَمْ يَعْلَموا انَّهُ مَنْ يُحادِدِ اللَّهَ وَ رَسولَهُ فَانَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِداً فيها . آيا اينها اين مطلب را نمىدانند كه هركسى كه با پيغمبر اكرم معارضه كند و او در حدى قرار بگيرد و پيغمبر در حد ديگر ، حسابش را با پيغمبر جدا كند و در مقابل پيغمبر صفبندى و جانبگيرى نمايد ، همچنان كه اين منافقين مىكنند ، براى چنين كسى آتش جهنم است خالِداً فيها به شكل خلود كه بيرون آمدن ندارد ذلِكَ الْخِزْىُ الْعَظيمُ « 1 » و رسوايى بزرگ اين است .
آيات بعد نيز دربارهء منافقين است كه مقدارى از آن را برايتان عرض مىكنم :
يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَةٌ تُنَبِّئُهُمْ بِما فِي قُلُوبِهِمْ قُلِ اسْتَهْزِؤُا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تَحْذَرُونَ . وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ . لا تَعْتَذِرُوا قَدْ كَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ إِنْ نَعْفُ عَنْ
هامش
( 1 ) . توبه / 62 و 63 .