تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
نداشتند و يا لااقل ترديد داشتند ولى مىگفتند اين آدم يا با جن ارتباط دارد يا يك صرافت فوق‌العاده‌اى دارد و يا جاسوسهاى خيلى دقيقى دارد ، بالاخره هرجور هست خبرهاى ما به او مىرسد و وقتى كه رسيد ، آياتى بر او نازل مىشود . و اگر هم آنها نزول را قبول نداشتند ، چون از نظر مؤمنين اين امر نزول آيات بود تعبير به نزول آيات مىكردند . بالاخره اينها را وحشت گرفت كه پيغمبر به مدينه برود و آياتى نازل بشود و اينها مفتضح بشوند ، پس خوب است كه ما كلك او را همين جا بكنيم . لشكر سى هزار نفر بود . كوهستانهاى خيلى سختى در آن راه است ( ما تا نصف آن راه - تقريباً تا خيبر - را رفتيم و ادامه‌اش مخصوصاً از خيبر به طرف شام كوهستانهاى خيلى زيادى است . ) از بعضى گردنه‌هاى صعب‌العبور مىگذشتند ، گردنه‌هايى كه ديگر لشكر نمىتوانست به طور دسته‌جمعى وارد بشود ، بايد دو نفر سه نفر از راههاى باريك عبور مىكردند . اينها رفتند و در يك نقطهء خيلى سختى كمين كردند كه در آنجا يا شتر پيغمبر را رم بدهند و يا به شكل ديگرى پيغمبر را به قعر دره بيندازند و بعد بگويند كه مثلًا شتر پيغمبر رم كرد يا لغزيد . وحى آسمانى پيغمبر اكرم را آگاه كرد . ظاهراً شب بود و اينها لثام به صورت خودشان بسته بودند . عمّار و حذيفه همراه پيغمبر اكرم بودند . رسول اكرم به حذيفه فرمود : برو جلو ، افرادى را مىبينى و به آنها بگو كه قضيه از اين قرار است ، شما چنين تصميمى داريد . تا رفت و به اينها گفت ، فهميدند كه پيغمبر آگاه شده و فرار كردند . حضرت رسول به حذيفه فرمود : حذيفه ! آيا تو اينها را شناختى ؟ گفت : نه . فرمود : اينها اين و اين و . . . بودند ( دوازده يا پانزده نفر را پيغمبر اكرم اسم برد ) و ظاهراً به امر خود پيغمبر از باب اينكه مصلحت نبود ، حذيفه هرگز اين سرّ و راز را فاش نكرد . و قرائن نشان مىدهد كه اينها افرادى بودند كه مصلحت اسلام و مسلمين نبود كه اين پرده دريده شود و راز اينها فاش گردد . اين بود كه حذيفه در ميان مسلمين يك آدم رازدار شناخته مىشد و خيلى افراد دربارهء خودشان شك مىكردند [ و از او سؤال مىنمودند . ] ظاهراً دربارهء خليفهء دوم مىنويسند كه به حذيفه مىگفت : حذيفه ! تو دربارهء من دعا مىكنى يا نه ؟ مىگفت : من دربارهء مؤمنين و مؤمنات دعا مىكنم ، تو اگر از آنها باشى مشمول هستى اگر نه ، نه . به هر حال يك چنين جريان خيلى مهمى پيش آمده كه از لحن آيات استفاده
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 384 | مرتضى مطهرى