ندارد انسان به دنبال يك چيز برود ، بعد چيز ديگرى كه دنبالش نبوده به او بدهند .
خدا را كه نمىشود گول زد . بله مردم كه ظاهر را مىبينند مىگويند اين كار كار خير بود و حال آنكه بديهى است آدمى كه دنبال منفعتش رفته به كار خير مربوط نيست .
كار خير آنوقت كار خير است كه انسان عمل خير را به خاطر خير بودنش انجام بدهد . يكى يك كار خير انجام مىدهد بعد عكسش را در روزنامهها چاپ كنند تا مردم به او اعتماد پيدا كنند ، وقتى اعتماد پيدا كردند در كارها بيايند به او مراجعه كنند ، مثل همينهايى كه مىبينيم در روزنامهها عكسهايشان را چاپ مىكنند . كار خير كه اين حرفها را ندارد .
بهلول و ساختن مسجد
داستان معروفى هست كه بهلول كه مرد عاقلى بود ولى خودش را به ديوانگى زده بود و به همان عالم ديوانگى سر به سر بزرگان و اكابر مىگذاشت و شوخى شوخى حقايق را به آنها مىگفت ( مىگويند قوم و خويش و پسرعموى هارون هم بود ) مىرفت و به هارون به همان عالم ديوانگىاش حرفهايى را كه هيچ عاقلى جرأت نمىكرد بگويد مىزد . يك وقتى از جايى مىگذشت ، ديد كه دارند مسجدى مىسازند . رفت به آن بانيان مسجد گفت كه چكار مىكنيد ؟ گفتند : مسجد مىسازيم .
گفت : مسجد براى چه مىسازيد ؟ گفتند : مسجد را براى خدا مىسازيم . محرمانه رفت دستور داد تابلويى را روى سنگى درست كردند به نام مسجد بهلول . همين كه اين سنگ را درست كردند يك شب نصف شب - كه كسى نفهميد - رفت آن را در سردر مسجد زد ، يك تابلوى خيلى بزرگى : مسجد بهلول . فردا صبح مردم آمدند نگاه كردند ديدند در سردر اين مسجد تازهساز نوشته مسجد بهلول . خود صاحب كارها آمدند و ديدند . ناراحت و عصبانى شدند ، زدند تابلو را كندند و ريختند دور .
بهلول را گير آوردند ، كتكش زدند و گفتند : اين چه كارى بود كه كردى ؟ چرا نوشتى مسجد بهلول ؟ گفت : چه عيبى داشت ؟ گفتند : اين همه پول ما خرج كرديم كه مسجد به نام تو باشد ؟ ! گفت : براى كى خرج كرديد ؟ براى خدا خرج كرديد يا براى مردم ؟
اگر براى خدا خرج كرديد كه خدا اشتباه نمىكند . اگر من نوشتم « مسجد بهلول » آيا خدا در حسنات من مىنويسد ؟ خدا در حسنات شما مىنويسد . و اما اگر براى مردم كرديد پس چرا مىگوييد كه ما براى خدا كرديم . پس بر خودتان مطلب را مشتبه نكنيد .