به من دادهاى اگر بگويى بده به غير ، من بايد بدهم ؛ چون ايمان داريد كه هرچه داريد از اوست و او به شما داده . هر مقدار را به شما بگويد بده به فلان كس يا به فلان مصرف ، هرگز احساس ناراحتى نمىكنيد چون ايمان داريد كه هرچه داريد از او داريد . حال آيا ممكن است كسى به خدا ايمان داشته باشد و طبعاً ايمان داشته باشد كه هرچه دارد از خدا دارد و خدا به او امر كند از آنچه كه من به تو دادهام مقدار ناچيزى را در راه خير بده ، آنوقت او كراهت داشته باشد ، ناراضى و ناراحت باشد ؟
نه . اگر احساس كرد ناراحت است ، اگر خواست وجوهات مالش را بدهد بعد ديد از اين كار ناراحت است ، بايد بفهمد ايمانش درست نيست يعنى چيزى از نفاق در قلب و روح او هست .
قرآن مىگويد چه دليلى بر نفاق شما بالاتر از اين كه وقتى كه مىخواهيد بياييد به نماز ، با ناراحتى و كسالت مىآييد ، چهار ركعت نماز كه بخواهيد بخوانيد مىگوييد چه خوب است زودتر تمام شود . شندرغاز اگر مىخواهيد به يك مورد صحيحى ، به يك مستحق شرعى بدهيد ، شيطان گويى دست شما را گرفته و پىدرپى مىگويد نده . اين علامت اين است كه ايمان شما ايمان نيست .
پس قرآن مىگويد آدمى كه روحش چنين روحى است آيا توقع دارد كه اگر احياناً [ مالى را ] داد خدا عملش را قبول كند ؟ نه ، ايمان ندارى ، در نتيجه عملت هم قبول نيست . وَ ما مَنَعَهُمْ انْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ هيچ چيزى مانع نمىشود از اينكه نفقات اينها يعنى انفاقاتشان ، همين پولهايى كه در به اصطلاح راه خير مصرف مىكنند قبول بشود مگر اينكه اينها به خدا ايمان ندارند ، به پيغمبر هم ايمان ندارند ؛ دليلش اين است : نماز هم كه مىخوانند با بىنشاطى و بىرغبتى مىخوانند ، پولى هم كه مىخواهند در راه خير بدهند از روى كراهت مىدهند . بنابراين عمل چنين كسانى هرگز قبول نمىشود .
ايمان ، شرط بالا رفتن عمل
از اينجا انسان بايد بفهمد كه چه عملهايى قبول مىشود چه عملهايى قبول نمىشود .
شرط قبول عمل ، شرط اينكه عمل انسان بالا برود اين است كه انسان ايمان داشته باشد ، چرا ؟ علتش واضح است . انسان اگر به خدا ايمان نداشته باشد و اگر به روز قيامت ايمان نداشته باشد و اگر به پيغمبر و دستور پيغمبر ايمان نداشته باشد آيا