آيهء بعد بيشتر توضيح و تفصيل مىدهد . مىفرمايد : انَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْماً فاسِقينَ به دليل اينكه شما مردمى فاسق و فاجر و خارج هستيد ، خدا از فاسقان كه قبول نمىكند ، مگر نه اين است كه قرآن فرمود : انَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ « 1 » خدا تنها از متقين مىپذيرد . آيهء بعد را هم بخوانم و بعد توضيح بيشترى دربارهء قبول عمل عرض بكنم كه عمل از چه كسى قبول مىشود و از چه كسى قبول نمىشود .
در اين آيه همين قدر قرآن مىفرمايد كه عمل شما ، انفاق شما ، پولى كه شما به حسب ظاهر در راه خدا خرج مىكنيد ، پولى كه در راه به ظاهر خير مصرف مىكنيد اين پولها قبول نمىشود به دليل اينكه شما فاسق هستيد . در آيهء بعد اين جور مىفرمايد : وَ ما مَنَعَهُمْ انْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ الّا انَّهُمْ كَفَروا بِاللَّهِ وَ بِرَسولِهِ هيچ چيزى مانع از قبول عمل اينها نيست مگر اين چيزها : كَفَروا بِاللَّهِ وَ بِرَسولِهِ به خدا ايمان ندارند و به رسول خدا هم ايمان ندارند ، نسبت به خداوند كفر و عناد مىورزند و نسبت به رسول خدا هم همچنين ؛ يعنى شرط قبول عمل ايمان است . در قرآن هميشه مىفرمايد : « الَّذينَ امَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ » كسانى كه ايمان دارند و عملشان صالح است ، يعنى عمل صالح به تنهايى كافى نيست ، ايمان هم به تنهايى كافى نيست .
ايمان شرط قبول عمل است ، بايد ايمان باشد كه بر اساس آن ايمان انسان عمل صالح انجام بدهد . بعد قرآن چيز ديگر هم ذكر مىكند : وَ لا يَأْتونَ الصَّلوةَ الّا وَ هُمْ كُسالى وَ لا يُنْفِقونَ الّا وَ هُمْ كارِهونَ . بعد از ايمان ، دو عمل است كه اينها ركن هستند :
يكى نماز است و ديگرى زكات ، مال را در راه خدا دادن . قرآن مىگويد دليل ديگرِ اين كه خدا [ انفاق را ] از اينها نمىپذيرد اين است : اينها هر وقت كه مىخواهند نماز بخوانند نماز را از روى كسالت و بىميلى و بىنشاطى و از روى زور مىخوانند ، كأنه اين يك عمل خيلى شاقّى است كه به اينها تحميل شده است . اين علامت نفاق است .
يكى از نشانههاى نفاق
يكى از علائم نفاق همين است كه انسان هر وقت كه به عبادت برمىخيزد - و در رأس همهء عبادتها نماز خواندن است - مىبيند كه قلبش رغبتى به نماز خواندن
هامش
( 1 ) . مائده / 27 .