انسان عضو يك جامعهء كافر مىشود ، هجرت را واجب و لازم مىداند .
[ ادامهء معنى آيات : ] آنان كه ايمان آوردند و آنان كه مهاجرت كردند ، از بلد كفر به حوزهء اسلام آمدند وَ جاهَدوا بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ فى سَبيلِاللَّهِ با اموال و ثروتهاى خود و با جانهاى خويش در راه خدا جهاد كردند . تحمل مشقت كردند . غير از قتال كه به معنى جنگيدن است ، به اموال و جانهاى خودشان ، در راه خدا مشقتها متحمل شدند ، مالها خرج كردند ، از مالها صرفنظر كردند ، جانها بذل كردند ، رنجها به جانشان متحمل شدند . اين يك دسته .
وَ الَّذينَ اوَوْا وَ نَصَروا و آنان كه به اين جمعيت مهاجر راه دادند ، آنها را در خانههاى خود پذيرفتند وَ نَصَروا نه تنها پذيرفتند ، بلكه به كمك آنها نيز شتافتند .
اولئِكَ بَعْضُهُمْ اوْلِياءُ بَعْضٍ . اينها هستهء اولى جامعهء اسلامى را تشكيل مىدهند . قرآن مىگويد بعضىشان ولىّ بعض ديگر هستند . « ولىّ » در اينجا به معنى [ داراى ] پيوند است . اينها با يكديگر پيوند كامل خوردهاند . چون ولىّ يكديگر هستند پس يكديگر را بايد نصرت و تعاون كنند ؛ اينها به آنها كمك بدهند ، آنها به اينها كمك بدهند . حتى « ولايت امن » در ميانشان هست يعنى اگر يكى از اينها به ديگرى پناه بدهد ، مثل اين است كه همهء اينها به او پناه دادهاند .
عقد اخوّت ميان مسلمانان
اينجا يك مسألهاى است كه بايد آن را عرض كنم و آن اين است كه پيغمبر اكرم هنگامى كه مهاجرين از مكه به مدينه آمدند - همانطور كه مكرّر شنيدهايد - ميان آنها و انصار عقد اخوّت يعنى پيمان برادرى برقرار كرد : هريك از مهاجرين را با يكى از انصار ؛ يا خودشان همديگر را انتخاب مىكردند و پيغمبر اكرم آنها را برادر يكديگر قرار مىداد . مسئلهء برادر خواندگى يا عقد اخوّت الان هم مطرح است . لابد در كتابهاى دعا مثل مفاتيح خواندهايد كه در روز هجدهم ماه ذىالحجه كه روز غدير است ، سنت است كه مسلمانان با يكديگر صيغهء برادرى بخوانند و پس از آن حقوقى بر يكديگر علاوه پيدا مىكنند ، مثلًا به يكديگر حق پيدا مىكنند كه يكديگر را در مواقع دعا فراموش نكنند ، حق پيدا مىكنند كه در قيامت از يكديگر شفاعت كنند ، حق پيدا مىكنند كه در خوبيها هريك ديگرى را مقدّم بدارد بر ديگران ، و از اين قبيل .