تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
روى يكديگر شمشير مىكشيدند ، برادر به روى برادر شمشير مىكشيد ، خويشاوندان نزديك ديگر به روى يكديگر شمشير مىكشيدند . ولى اينها نيامدند ، در بلاد كفر ماندند ؛ اما ايمان خودشان را هم حفظ كردند . يعنى مسلمان باقى ماندند ولى مهاجرت نكردند ، اين وظيفهء بسيار بزرگ را انجام ندادند .

مهاجرين آخرين

دستهء چهارم مردمى بودند كه بالاخره مهاجرت كردند اما نه در روزهاى سختى بلكه در روزهاى سستى يعنى بعد از صلح حديبيّه ، بعد از آنكه كار مهاجرت آسان و قانونى شد . در جريان حديبيّه كه جريان مفصلى است پيغمبر اكرم هنوز مكه را فتح نكرده بودند . در ماه ذىالقعده و ذىالحجه به قصد انجام عمل حج و بازديد روانهء مكه مىشوند . حجاج كه در حال احرام هستند و قربانى با خودشان مىبرند ، به سوى مكه مىروند به عنوان زيارت كه عمل حجى انجام بدهند . با اينكه طبق قانون جاهليت ، در ماه حرام آنها بايد اجازه بدهند ولو به دشمن خودشان ، اما حاضر نشدند . لشكرى بيرون فرستادند كه ما جلو محمّد را مىگيريم و نمىگذاريم بيايد . پيغمبر اكرم هم گويا اصلًا مايل نبودند كه در مكه خونريزى بشود ؛ يك قرارداد صلح بستند كه مسلمين اثر آن قرارداد صلح را ابتدا نمىدانستند ولى بعد اثرش را ديدند . بسيار خوب است . يكى از شرايط صلح اين بود كه مسلمانانى كه الان در مكه بسر مىبرند در عقيده‌شان آزاد باشند . اين امر كار را آسان كرد يعنى به مسلمينى كه در مكه بودند مقدار زيادى آزادى داد . بنابراين مهاجرت بعد از صلح حديبيّه چندان اشكالى نداشت . اين دسته كسانى بودند كه مهاجرين اولين نيستند ، مهاجرين به اصطلاح آخرين هستند . قرآن از هر چهار دسته ياد مىكند . دستهء مهاجرين اولين و دستهء انصار را فوق‌العاده تجليل مىكند به طورى كه آنها را مؤمنين حقيقى مىنامد . ولى آن دسته‌اى كه در مكه ماندند ، به پاى اينها نمىرسند . حتى مىفرمايد : شما آن حق ولايتى كه با ديگران داريد با اينها نداريد چون اينها در بلاد كفر ماندند ؛ از حقوق اجتماعى كه بايد داشته باشند مقدارى محرومند . اينها واقعاً مثل مهاجرين اولين نيستند ولى با اين حال اندكى با ديگران فرق دارند . قرآن مخصوصاً ميان مسلمانانى كه قبل از فتح مكه ( حتى بعد از صلح حديبيّه ) مسلمان شدند و مسلمانانى كه بعد از