عنوان « ولاءها و ولايتها » چاپ شده است اين مطلب را تا حدى تشريح كردم . حالا به مناسبت اين آيات ، توضيحى راجع به اين كلمه عرض مىكنم .
معنى كلمهء « ولاء » كه « ولايت » و « تولّى » - كه به غلط تولّى » مىگوييم - و « ولىّ » و « مولا » و غيره همه از اين كلمه مشتق شده است « اتصال و نزديكى » است .
وقتى كه دو چيز يا دو شخص به يكديگر آنچنان نزديك باشند كه در ميان آنها فاصلهاى وجود نداشته باشد ، عرب اين را « توالى » مىنامد ؛ كما اينكه ما در اصطلاح فارسى كلمهء « توالى » را در جايى به كار مىبريم كه دو چيز بلافاصله پشت سر يكديگر باشند يعنى بينشان فاصله نباشد . ولى وقتى مىگويند مسلمين بايد نسبت به يكديگر ولايت داشته باشند يا ولاء يكديگر را داشته باشند مقصود اين نيست كه بدنهاشان به يكديگر نزديك باشد ، بلكه مقصود اين است كه روحهاشان به يكديگر نزديك باشد و روابط اجتماعىشان با يكديگر روابط نزديك باشد . و لهذا مثلًا اينكه يك كسى ديگرى را اعانت كند ، به ديگرى كمك بدهد ، خودش يك ارتباطى است ، يك اتصالى است ، يك پيوند است ، نوعى ولايت است كه در قرآن « ولاء » ناميده مىشود ؛ يعنى يكديگر را كمك بدهيد . ولاء يكديگر را داشته باشيد يعنى تعاون در ميان شما حكمفرما باشد ، كه اگر بخواهيم روح مطلب را در مظاهر مختلفش بشكافيم همان مطلبى است كه پيغمبر اكرم با آن تشبيه بسيار عالى بيان فرمود :
مَثَلُ الْمُؤْمِنينَ فى تَوادُدِهِمْ وَ تَراحُمِهِمْ وَ تَعاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ اذَا اشْتَكى مِنْهُ عُضْوٌ تَداعى لَهُ سايِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمّى « 1 » .
يعنى مَثَل اهل ايمان مَثَل يك پيكر است . آنها به منزلهء اجزاى يك پيكرند كه اگر عضوى به درد آيد ساير عضوها با تب و بيدارى با او همدردى مىكنند . هر وقت مسلمانان به اين شكل در آمدند كه حكم اعضاى يك پيكر را پيدا كردند يعنى روابطشان و نزديكىشان با يكديگر و اشتراكشان در سرنوشت يكديگر ، همدردى و همكارى و همدلىشان به آنجا رسيد كه حكم اعضاى يك پيكر را پيدا كردند ،
هامش
( 1 ) . جامع الصغير ، ج 2 / ص 155 .