و مجاهد بشود ، [ به عبارت ديگر سرباز و مجاهد ] اگر فقاهت ايمانى پيدا كند با ده كافر برابر است : انْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرونَ صابِرونَ يَغْلِبوا مِائَتَيْنِ اگر بيست پايدار از اين مؤمنين باشند ، بر دويست تا از آنها پيروز مىشوند . يك بر ده . وَ انْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبوا الْفاً مِنَ الَّذينَ كَفَروا و اگر صدتا از شما به اين شكل باشند ، بر هزارتاى آنها پيروز مىشوند و نتيجهاش اين است كه يك لشكر ده هزار نفرى از شما بر يك لشكر صد هزارنفرى از آنها پيروز مىشوند ؛ به حكم چى ؟ به حكم فقاهت ايمانى .
اينجا عكسش را مىگويد : چون آنها فقاهت « 1 » ندارند . اينها فقيهِ ايمانى هستند ، بصيرت ايمانى دارند . اين ، غلبهء بصيرت است . بِانَّهُمْ قَوْمٌ لايَفْقَهونَ كفار مردمى نفهم و بىبصيرت هستند ؛ يعنى برعكس ، مؤمنين مردمى فهيم و با بصيرت هستند .
بعد از اين آيه ، آيهاى است كه به نظر مىرسد حكم نسخ را پيدا مىكند ولى نسخ نيست : الْانَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَ عَلِمَ انَّ فيكُمْ ضَعْفاً اكنون خداوند بر شما تخفيف داد و دانست كه در شما ضعف وجود دارد . نه ، اگر صدتا از شما باشد بر دويست تا از آنها پيروز مىشوند . در اينجا اين مسئله پيش مىآيد كه اين دو آيه با هم فاصله ندارند و پشت سر يكديگرند ؛ چطور مىشود كه ابتدا مىفرمايد بيستتاى شما بر دويستتاى آنها پيروز مىشوند ، و بعد بلافاصله مىگويد يكى از شما بر دوتاى آنها پيروز مىشود . آيا اين آيات مربوط به يك مورد است يا دو مورد ؟ در اينكه مربوط به دو مورد است شكى نيست . يعنى آيهء اول مربوط به يك وقت بوده ، و آيهء دوم مربوط به وقت ديگر . آيهء اول مربوط به اوايل كار و جنگ بدر بوده ؛ آيهء دوم مربوط به اواخر بوده است مثل جنگ حُنين . حال سؤال اين است كه اگر نيروى ايمان [ نسبت را ] يك بر ده مىكند ، چطور اينجا يك بر دو شد ؟ آيا مسلمانها ضعيفالايمان شدند ؟ اول ايمانشان قوى بود ، تدريجاً ضعيف شد ؟ چنين نيست . يا العياذباللَّه - كه اين كفر است خداوند تبارك و تعالى اشتباه كرد ، اول گفت يكىتان برابر با ده تا از آنهاست ، بعد گفت نه ، يكىتان برابر با دوتا از آنهاست ؟ اين هم محال و منافى با اصول خود قرآن است كه خداوند بر هر چيزى داناست ، بر غيب و شهادت داناست ، بر گذشته و آينده داناست . پس قضيه از چه قرار است ؟ قضيه اين است كه آيه نمىگويد هريك فرد شما در گذشته برابر بود با ده فرد كافر و حالا برابر است با
هامش
( 1 ) . [ به معنى فهم عميق ]