تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
نوشته‌اند ) . رفت سراغ سومى ، ديد مرده . آمد سراغ دومى ديد او هم مرده . آمد سراغ اولى ديد او هم مرده است . اين مقدار همدلى در جايى است كه انسان واقعاً درد ديگرى را درد خودش احساس كند . اميرالمؤمنين فرمود : اوْ ابيتَ مِبْطاناً وَ حَوْلى بُطونٌ غَرْثى وَ اكْبادٌ حَرّى اوْ اكونَ كَما قالَ الْقائِلُ :
وَ حَسْبُكَ داءً انْ تَبيتَ بِبِطْنَةٍ * وَ حَوْلَكَ اكْبادٌ تَحِنُّ الَى الْقِدِّ
اين درد مرا بس است كه من با شكم سير بخوابم و در اطرافم شكمهاى گرسنه باشد . اين مسئله [ يعنى همدلى ] آنقدر مهم است كه قرآن آن را به عنوان يك نعمت بسيار بزرگ بر پيغمبر اكرم بيان مىكند ، مخصوصاً در ميان مردم عربستان كه از همهء مردم روى زمين متفرق‌تر و متشتت‌تر بودند و اختلافات در ميانشان بيشتر و شديدتر بود ، هم كمّاً و هم كيفاً . كمّاً از آن جهت كه هر دو قبيله‌اى با هم جنگ داشتند و در داخل خودشان نيز اختلاف داشتند ؛ و كيفاً از آن جهت كه كينه‌هاى اينها در حد اينكه پشت سر يكديگر حرف بزنند و از همديگر غيبت و انتقاد كنند و يا در حد رقابت اقتصادى نبود ، شمشير بود و خونريزى و اسارت . در خود مدينه دو قبيله زندگى مىكردند به نام اوس و خزرج ، و در كنارشان يهوديها بودند ، يهوديهاى بنىقريظه ، يهوديهاى بنىنضير و يهوديهاى غَطفان . خود يهوديها با همديگر اختلاف داشتند . بنىنضير دشمن بنىقريظه ، بنىقريظه دشمن بنىنضير ، و بنىغطفان دشمن هر دو ، و همهء يهوديها دشمن اوس و خزرج بودند . خود اوس و خزرج از يك ريشه بودند يعنى اولاد دو برادر بودند ولى با همديگر جنگ داشتند ، جنگهايى تمام نشدنى ! ملاى رومى مىگويد :
دو قبيله اوس و خزرج نام داشت * هر يكىشان جام خون‌آشام داشت كينه‌هاى كهنه‌شان از مصطفى * محو شد در نور اسلام و صفا
اى پيغمبر ! نترس ! اگر دست صلح و سلامت به سوى تو دراز كردند تو هم آنها را رد نكن : وَ انْ جَنَحوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ انَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ تا آنجا كه مىفرمايد : هُوَ الَّذى ايَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ . وَ الَّفَ بَيْنَ قُلوبِهِمْ خدا همان است كه ميان دلهاى اين مؤمنين التيام و الفت به وجود آورد ، اتحاد و يگانگى به وجود آورد . مگر با قدرت زر و پول يا با قدرت ديگرى مثل زور ممكن است چنين اتحادى را به وجود آورد ؟ ! وَ الَّفَ بَيْنَ قُلوبِهِمْ خدا همان كسى است كه با نيروى ايمان در ميان دلهاى اينها الفت به وجود آورد . با قدرت ديگر نمىشد . لَوْ انْفَقْتَ ما فِى الْارْضِ جَميعاً ما الَّفْتَ بَيْنَ قُلوبِهِمْ اگر مسئلهء ايمان نمىبود و مىخواستى اينها را با پول متحد كنى ، اگر تمام ثروت جهان را به اينها مىدادى محال بود متحد بشوند ؛ بلكه ثروت دادن ،
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322 | مرتضى مطهرى