و سلام به سوى تو دراز شد اين دست را رد نكن . اين جمله كه به خدا توكل كن ، اگر بخواهند تو را بفريبند تو خدا را دارى ، نترس ، همه براى اين است كه مىخواهد به پيغمبر ( و نه تنها به پيغمبر بلكه پيغمبر مخاطب است ؛ بيشتر ، مقصود ديگران هستند كه زمامدار مسلمين مىشوند ) بگويد اگر دشمن دست صلح و سلام به سوى تو دراز كرد تو تحت تأثير اين افكار و انديشهها كه نكند دروغ باشد ، نكند خدعه و مكر باشد ، امتناع نكن ، تو هم دست صلح و سلام به سوى او دراز كن . در اين نگرانيها كه براى هركسى پيدا مىشود كه هيچ كس نمىتواند صد درصد مطمئن بشود كه دشمن راست مىگويد ، تو به خدا توجه كن ، به خدا اعتماد كن . فَانَّ حَسْبَكَ اللَّهُ خدا تو را بس است .
هُوَ الَّذى ايَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ در گذشته هم همين طور بوده . اى پيغمبر ! مگر در گذشته تو را عده و عُدهء ظاهرى حمايت كرده است ؟ ! در گذشته حامى تو تأييد الهى بود ، بعد از اين هم همينطور خواهد بود . هُوَ الَّذى ايَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ خدا همان است كه تو را با آن نصرتى كه از آسمان نازل كرد ( ظاهراً مقصود از نصرت آسمانى ، نزول فرشتگان [ در جنگ بدر ] است ) و به وسيلهء نيروهاى زمينى كه مؤمنين بودند يارى كرد ، يعنى خدا تو را از آسمان و زمين يارى كرد ؛ بنابراين جاى اين نيست كه ترس و بيمى در كار باشد ؛ نه ، هُوَ الَّذى ايَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنينَ .
مكرر اين مطلب را عرض كردهايم كه با اينكه سراسر قرآن توحيد خالص است و همه جا صحبت از مشيت مطلق پروردگار است ، ولى قرآن مسئلهء شرايط و اسباب را هميشه يادآورى مىكند يعنى شرايط و اسباب را صحيح مىداند ، نمىگويد خداست كه تو را تأييد كرد بدون سبب ؛ سببش را ذكر مىكند : تو را ، هم از راه اسباب آسمانى تأييد كرد كه نزول آن ارواح فرشتگان بود و هم از راه اسباب زمينى ، يعنى به وسيلهء نفرات باايمان ، بِالْمُؤْمِنين . بعد در موضوع « مؤمنين » يك مطلبى را قرآن يادآورى مىكند كه مطلب بسيار قابل توجهى است و آن صميميت و اتحادى است كه بر اساس و مبناى ايمان در ميان مسلمين صدر اسلام به وجود آمد .
همكارى و همدلى
در زندگى فردى بشر عامل اوّلى اختلاف است يعنى اصل اين است كه هيچ دو نفرى با همديگر اتحاد نداشته باشند . به عبارت ديگر قطع نظر از نيروى خارجى كه بايد بر