تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
بيان مىكند . صورت مسئله اين است : اگر مردمى با همين صفاتى كه ذكر شد سر جنگ و مخالفت دارند تكليف همان است كه گفته شد . حالا اگر چنين مردمى اعلام صلح كنند يعنى تمايل به صلح نشان بدهند ، براى پيغمبر چه وظيفه‌اى است ؟ البته اختصاص به پيغمبر ندارد ؛ براى رهبر مسلمين كه مىخواهد با اصول اسلامى عمل كند چه وظيفه‌اى است ؟ مىفرمايد اگر آنها تمايلى به صلح و صفا و به اصطلاح امروز به همزيستى و متاركه جنگ نشان دادند تو هم مضايقه نكن ، تو هم تمايل نشان بده : وَ انْ جَنَحوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها اگر تمايل به صلح و صلاح نشان دادند تو همچنين كن ، يعنى تو هم حاضر شو . اينجا كلمهء « جَنَحَ » آمده است كه لغت « جناح » كه به معنى بال مرغ است از همين كلمه است . اين لغت به معنى متمايل شدن است . « جَنَحَ » يعنى تمايل نشان داد . در اينجا وقتى مىفرمايد : جَنَحوا لِلسَّلْمِ كأنّه اينجور تشبيه شده است كه مرغ وقتى پرواز مىكند اگر بخواهد به طرفى گردش كند قهراً بالش به آن طرف كج مىشود . همين طور است هواپيما . پس كأنّه انْ جَنَحوا لِلسَّلْمِ يعنى اگر اينها بال خودشان را به سوى صلح و سلامت كج كردند تو هم همين كار را بكن . سپس مىفرمايد : وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ انَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ ، چون مردمى كه ايمان ندارند فرض اين است كه به قول و پيمانشان اعتمادى نيست . آنها اعلام صلح كرده‌اند ، ما هم مىخواهيم صلح و سلامت باشد ، اما از كجا بشود به اينها اعتماد كرد ؟ تكليف چيست ؟ در اينجا قرآن مىفرمايد : نترس و به خدا توكل كن ؛ به خدا اعتماد كن انَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ كه خدا هم شنوا و هم داناست ؛ يعنى تو كارت را بر اساس حق و بر مُرّ حق قرار بده ، خدا خودش با اسباب و وسائلى كه دارد شما را حفظ مىكند ؛ شما مطابق اصول رفتار بكنيد ديگر باقىاش را به خدا توكل كنيد . آيهء بعد مربوط به همين قسمت است كه به خدا توكل كن و از مكر و خديعه هم نترس وَ انْ يُريدوا انْ يَخْدَعوكَ فَانَّ حَسْبَكَ اللَّهُ اگر بخواهند تو را بفريبند يعنى اگر اين اظهار صلح و سلامشان خدعه و فريب باشد خدا تو را كافى است . اينها همه براى اين گفته مىشود كه نمىشود به قول دشمن اعتماد كرد هر چند انسان جستجو و تحقيق كند . البته اينها معنايش اين نيست كه لازم نيست در اين زمينه تحقيق كنى كه آيا دشمن قصد خدعه دارد يا ندارد ؛ نه ، سخن اين است كه يك چيزهايى مخفى مىماند ، ولى تو به خاطر اين احتمال كه نكند خدعه و نيرنگ باشد ، اگر دست صلح