تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
نيست ، و اين نشان مىدهد كه اسلام مىخواهد سلسلهء نسب سادات ، اين نژاد ، مشخص باقى بماند . به نظر ما در اسلام بيش از اين عنايتى نيست كه اولاد پيغمبر با ديگران مخلوط نشوند به شكلى كه نسبشان گم بشود . مانعى ندارد كه با ديگران ازدواج كنند ، سيد از غير سيد زن بگيرد يا غير سيد از سيد زن بگيرد ، ولى اسلام مىخواهد نسبشان را از ناحيهء پدران ثابت نگاه دارد . در نتيجه يك احساس روحى در افراد پيدا مىشود ، مىگويد من از اولاد پيغمبرم ، من از اولاد على بن ابىطالب عليه السلام هستم ، من از اولاد حسين بن على عليه السلام هستم ، اجداد من در گذشته چنين بودند ، داراى چنين فضيلتهايى بودند . اين امر سبب مىشود كه طبقه‌اى از مردم ، عامل نژاد ، محركشان بشود به سوى اسلام ، نه براى كسب يك امتياز اقتصادى بلكه براى اينكه در راه اسلام فعاليت بيشترى بكنند . و شايد ژنهايى كه به وراثت مىرسد ، كم و بيش در بسيارى از نسلها ظهور مىكند و تاريخ هم نشان داده است كه سلسلهء جليلهء سادات و بالاخص علويين سادات ، از صدر اسلام تا عصر حاضر ، يك رگى در وجودشان وجود داشته كه اينها را بيشتر از ديگران به حمايت از اسلام برمىانگيخته است . اكثر قيامهاى مقدس دورهء امويها و دورهء عباسيها توسط علويين صورت گرفته است . در دوره‌هاى بعد هم ، در ميان طبقات مختلف علما ، حكما و ادبا ، افرادى كه از پيغمبر نسب مىبرده‌اند ، به نسبت ، از ساير افراد در راه اسلام فعالتر بوده‌اند ؛ زيرا غير از آن خاصيت طبيعى [ اسلام ] كه بالطبع آنها را برمىانگيخته است ، اين حالت روانى كه احساس مىكرده‌اند ما اولاد پيغمبر هستيم و از ديگران اولويت داريم به اينكه زنده نگهدارندهء اين دين و عمل‌كننده به اين دين باشيم ، اينها را وادار مىكرده است كه در حمايت اسلام بيشتر بكوشند . با اينكه نسبت تعداد سادات به عموم مردم ، درصد ناچيزى را تشكيل مىدهد ، ولى وقتى كه به حوزه‌هاى علميه نگاه مىكنيم ، مىبينيم كسانى كه به فكر مىافتند بيايند طلبه شوند و تحصيل علم كنند ، شايد يك ثلثشان سيد هستند . همان احساس سيادتى كه مىكنند ، آنها را بيشتر وادار به اين كار مىكند . در عصر حاضر مىبينيد تمام مراجع تقليد سيد هستند . در ميان مراجع تقليد گذشته غير سيد هست ولى بسيار كمتر از سيد . مىدانيد سيد جمال‌الدين اسدآبادى يك مصلح بزرگ اسلامى بوده و در حدود نودسال پيش مىزيسته است . زمان او با زمان ما خيلى فرق داشته يعنى ملت اسلام در زمان او نسبت به زمان ما خيلى خواب‌رفته‌تر بوده‌اند . هنوز هم خواب‌رفته