وجود دارد . آيا ما مىتوانيم يك جا به اين شخص مثلًا صد هزار تومان بدهيم در صورتى كه خرج سالانهاش فقط ده هزار تومان است و نود هزار تومان ديگر را براى خودش سرمايه قرار مىدهد ؟ بله مىشود داد . به سيد چطور ؟ آيا مىشود به يك سيد ، يك جا به مقدارى خمس داد كه هم خرج سالانهاش بگذرد و هم بقيه را براى خودش سرمايه قرار دهد ؟ مىگويند : نه .
اين سختگيرى در مورد سادات نيز هست كه آن كه خمس مىگيرد بايد مثل آنها كه زكات مىگيرند فقير باشد . سختگيرى علىحدهاى در مورد سادات هست و آن اينكه فقط به اندازهء خرج سالش مىتوان به او داد ، نمىشود او را با پول خمس غنى كرد . پس ما به بنبست ديگرى گرفتار شديم . تا حالا مىگفتيم اگر مردم دنيا خمسبده باشند و خمسها را به سادات بدهيم اينها ميلياردر مىشوند . يك دفعه به اين دستور برخورديم كه خمس را به سادات ثروتمند يا قدرتمند ندهيد ، به فقيرشان بدهيد ، آن هم به اندازهء خرج سالش . پس اين بودجهء خمس اصلًا مصرف ندارد . ما چگونه آن را به مصرف برسانيم ؟ بنابراين اينكه گفتهاند خمس را براى سيد قائل شدن امتياز است ، معلوم شد امتياز نيست زيرا مىگويد خمس را به سيد فقير بدهيد ، بعلاوه سختگيرى هم شده است كه از خرج سالش بيشتر ندهيد . ولى اشكال به اين صورت براى ما باقى مىماند كه اين بودجهء كلان را اسلام براى چه مصرفى معين كرده است ؟
ائمه به ما جواب دادهاند كه اصلًا معنى اينكه در اين آيه گفته شده است سهم خدا ، سهم پيغمبر ، سهم ذىالقربى ، سهم يتيم ، سهم مسكين و سهم ابنالسبيل ، اين نيست كه برويد خمس را ميان اينها تقسيم كنيد . اينها گويى نامزد اين سهام شدهاند .
ريشه و اساس خمس اين است كه بايد به دست پيغمبر برسد و بعد از پيغمبر هم به دست امام برسد ؛ پيغمبر يا امام ، سادات را از اين بودجه تكفل مىكنند . اگر احياناً زمانى بود كه خمس نرسيد ، از بودجهء ديگر بايد آنها را تكفل كرد . اگر اين بودجه رسيد ، به اندازهء متعارف تكفل مىكنند ، باقىاش را به مصرف مصالح عامه مىرسانند . پس در واقع آن مقدارى كه زائد بر مصرف سادات فقير است نيز تعلق دارد به مصالح عمومى مسلمين . اين است كه اگر چه در زمان ما سيد فقير زياد است و زيادتر از سادات فقير ، خمسبده وجود دارد ، ولى بعضى از علما احتياط مىكنند و مىگويند سهم سادات را بدون اجازهء مجتهد و حاكم شرعى ندهيد ، روى همين
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 261
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٦١