حساب كه ائمه گفتهاند : لَهُ ما فَضَلَ وَ عَلَيْهِ ما نَقَصَ يعنى سادات بايد در كفالت امام يا نايب امام باشند ، اگر خمس كسر آمد [ امام يا نايب امام ] بايد از جاى ديگر بدهد ، و اگر زياد آمد ، به آنها نمىدهد ، صرف مصالح عامهء مسلمين مىكند .
بنابراين اشتباه است كه كسى خيال كند بنا بر مذهب شيعه « 1 » بودجهء كلانى را براى سادات قرار داده و خواستهاند سادات را به اين وسيله پولدار كنند . از غير بودجهء خمس مىشود غير سيد را ثروتمند كرد اما از بودجهء خمس كه به سيد مىدهند ، به هيچ وجه جايز نيست آنقدر به او داد كه از حد زندگى عادى و سالانهاش بيشتر باشد ، و اين مَثَل عوامانه كه « به سيد خمس مىرسد ولو اينكه ناودان خانهاش طلا باشد » دروغ است . خير ، به سيد خمس نمىرسد ولو اينكه ناودان خانه هم نداشته باشد ، اما به شرط اينكه قدرت كار داشته باشد و بتواند كار كند و زندگىاش را اداره كند . آنچه اسلام و فقه ما مىگويد و آنچه در رسالهها نوشتهاند همين است كه عرض كردم نه غير اين .
پس بنا بر مذهب تشيع كه دايرهء خمس خيلى وسيع است ، اشكال امتياز اقتصادى سادات مطرح است و عرض كرديم ائمهء ما به آن جواب قاطعى دادهاند كه به اصطلاح معروف مو لاى درزش نمىرود . باقى مىماند يك سؤال ديگر ، و آن اينكه بسيار خوب ، امتياز اقتصادى براى سادات نيست ولى چرا اسلام يك حساب مخصوصى براى سادات باز كرده ؟ مثلًا يك شركت از راههاى مختلف درآمدى دارد . در مقابل ، مصرفهاى مختلف هم دارد . قهراً وقتى كه اين شركت بودجهء خود را تنظيم مىكند ، هر مصرفى را از يك درآمد خاص تأمين بودجه مىكند و اگر بخواهند مصرفى را از يك بودجهء ديگر تأمين نمايند بايد يك علت و ملاكى داشته باشد .
حال ما قبول كرديم كه براى سادات امتياز اقتصادى در كار نيست ولى يك امتياز روحى و روانى يا بالاخره يك اختصاص كه هست ، و آن اينكه سادات فقير اختصاصاً بايد تحت نظر پيغمبر يا امام يا نايب امام اداره بشوند . زكات غير سيد به سيد نمىرسد و اينها فقط از خمس مىتوانند استفاده كنند . اين جدايى براى چيست ؟
در اينكه در اسلام بعضى احكام داريم كه از مختصات سادات است شكى
هامش
( 1 ) . عرض كرديم كه خمس اهل تسنن بسيار اندك است و اين سخنان در آن مطرح نيست .