گفتهاند خمس بايد پنج قسمت بشود ؟ آنها دليلى مىآورند كه ما بايد بررسى كنيم ببينيم درست است يا نه ؟ از آن شش تا ، يكى خدا بود . مىگويند معنى ندارد كه خدا سهمى ببرد و يك سهم را به خدا بدهيم . مگر خدا مىخواهد مال مصرف كند ؟ ! به پيغمبر بدهيم درست است زيرا بشر است و احتياج دارد . سايرين نيز همينطورند .
مىگوييم پس چرا [ خدا را ] ذكر كرده ؟ مىگويد خدا تشريفاً ذكر شده . خدا نام خودش را در اينجا همراه ديگران كرده براى احترام آنها ، و الّا خدا كه سهم نمىبرد .
ذكر نام خدا تشريفى است و پنجتاى ديگر حقيقى . شيعه جواب مىدهد : غنائم دارالحرب گاهى آنقدر زياد است - مثل غنائم ايران براى اعراب - و آنقدر اشياء نفيس و سيم و زر دارد كه يك فرد نمىداند چگونه خرجشان كند ، سر به ميليونها و ميلياردها مىزند ، مثل غنائم جنگهاى صدر اسلام . در اين صورت آيا درست است كه 125 از همهء آنها به شخص پيغمبر تعلق بگيرد و به هريك از ذىالقربى و يتيمها و مسكينها و ابنالسبيلها نيز 125 ؟ پس پيغمبر اينهمه را براى شخص خودش اختصاص داد ؟ ! همانطور كه ممكن نيست بگوييم خدا يك مصرف است ، همچنين ممكن نيست بگوييم پيغمبر يك مصرف است به اين معنى كه تمام اين سهم مال شخص پيغمبر باشد و براى او خرج شود . پيغمبر كه از همهء مردم فقيرانهتر زندگى مىكرد . حتى در مورد ذىالقربى هم اينطور است . سهمى به نام خدا ، سهمى به نام پيغمبر و سهمى به نام ذىالقربى ، در واقع به يك معنى همهاش تشريفاتى است . تمام اينها در زمان پيغمبر در اختيار پيغمبر ، در زمان امام در اختيار امام ، و در نبودن امام در اختيار نايب امام عليه السلام قرار مىگيرد نه براى اينكه صرف شخص خودش بكند به عنوان اينكه پيغمبر يا امام و يا جانشين آنها و ولىّ امر مسلمين است ، بلكه به اين عنوان مىگيرد كه صرف مصالح عاليهء مسلمين بكند . ما مىگوييم اگر پيغمبر براى خودش مصرف كند اشكال دارد . او اين قدر احتياج ندارد . يك سهم به نام خدا ، يك سهم به نام پيغمبر و يك سهم به نام ذىالقربى ، اما خرج چه بشود ؟ خرج مصالح عاليه و كليهء مسلمين ، و در اختيار ولىّ امر مسلمين هم هست . همان شش سهم درست است نه پنج سهم . پس در اين اختلاف دوم هم كه آيا خمس را بايد شش قسمت كرد يا پنج قسمت ، آنطور كه بيان كرديم ، حق با اهل تشيع است . باقى مىماند قسمت سوم . اينجا دارد : يتيمها ، مسكينها ، ابنالسبيلها ، كه خلاصه مىشود افراد فقير . آيا مقصود عموم فقراى مسلمين هستند يا فقراى سادات : يتيمهاى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٤