خودش اختصاص مىدهد و يك قسمت را بابت خمس مىپردازد . معتقدند كه در زمان پيغمبر بايد به دست پيغمبر برسد ، در زمان خلفا به دست خلفا ، و بعد به دست ولىّ امر مسلمين ، آن كسى كه بالفعل حكومت مسلمين را [ در دست ] دارد . حالا كه به دست او آمد به چه مصرفى برساند و چگونه تقسيم كند ؟ مىگويند از اين شش موردى كه ذكر شده است : لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ ، خدا تشريفى است يعنى به اصطلاح جدى نيست ، براى احترام ذكر شده نه اينكه واقعاً غرض اين است كه يك سهمى هم به نام خدا باشد . بعد مىگويند بنابراين خود اين يك پنجم را بايد پنج قسمت كرد ، يك قسمت به نام پيغمبر ، يك قسمت به نام ذىالقربى ، يك قسمت به نام يتيمها ، يك قسمت براى مسكينها و فقرا و يك قسمت براى از راهماندگان . حال بعد از وفات پيغمبر اكرم تكليف چيست [ و سهم ايشان را ] به چه كسى بايد داد ؟ بعضى مىگفتند سهم پيغمبر ساقط مىشود و آن را به چهار طبقهء ديگر بايد داد . برخى ديگر مىگفتند سهم پيغمبر را بايد نگهدارى كرد تا به دست خليفهء وقت برسد . يك چنين چيزى . به هر حال مطابق آنچه اهل تسنن مىگويند ، خمس يكى از فروع جهاد است و اهميت چندانى ندارد .
ولى در مذهب شيعه خمس خودش حكمى است اصيل در عرض جهاد . لهذا مطابق مذهب شيعه فروع دين دهتاست : نماز ، روزه ، زكات ، خمس ، حج ، جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر ، تولّى و تبرّى . اما اهل سنت خمس را جدا ذكر نمىكنند بلكه آن را از فروع جهاد به شمار مىآورند . چطور شده كه در اين مسئله اين مقدار تفاوت پيدا شده است ؟ بستگى دارد به تفسير همين آيه . ائمهء ما به ما اينطور گفتهاند كه در اين آيه ما غَنِمْتُمْ يعنى آنچه كه بهره مىبريد ، آن چيزى كه مفت و مجانى به دست شما مىرسد . غنائم جنگى يكى از موارد آن است نه اينكه منحصر به آن باشد . قبلًا راجع به كلمهء غَنِمْتُمْ صحبت كرديم ، هم از آيهء قرآن دليل آورديم كه اين ماده اعم است از غنيمت جنگى ، و هم از حديث نبوى شاهد آورديم ، و هم از امثلهء سائر در ميان عرب . همينقدر كه كلمهء غَنِمْتُمْ را به معنى « اسْتَفَدْتُمْ » گرفتيم - يعنى از هر فايدهاى كه نصيب شما مىشود بايد يك پنجمش را بدهيد دايرهء خمس عجيب وسعت پيدا مىكند .
موضوع ديگر در مورد كلمهء لِلَّه است . شيعه مىگويد در اينجا شش سهم است كه يك سهم آن به نام خداست . اهل تسنن مىگويند مگر خدا هم مىخواهد براى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٥٧