تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
زمينه مىگويند برايتان تشريح بكنم ، بعد تفسير آيه را عرض بكنم . مطابق نظر ما شيعيان خمس تعلق مىگيرد به هر درآمد زائدى كه صرفاً درآمد و استفاده باشد . فرض كنيد شما معامله‌اى مىكنيد : پنجاه هزار تومان مىدهيد و در مقابل ، كالايى دريافت مىكنيد و اين كالا را به همان قيمت مىفروشيد . در اينجا شما هيچ استفاده‌اى نبرده‌ايد . حال اگر استفاده برديد ولى در مقابل ، نيروى كار مصرف كرديد ، هر مقدار از استفادهء مال كه خرج خود شما و يا عائلهء شما بشود به شرط اينكه اسراف نكنيد ، جزء درآمد حساب نمىشود . آنچه را كه علاوه بر سرمايهء اصلى و مخارج عادى زندگيتان خالص به دست شما مىآيد ، مىگويند درآمد . درآمد به چند شكل ممكن است باشد . يكى به همين شكل كه عرض شد . البته در مورد درآمد نامشروع خمس معنى ندارد . يكى ديگر از اقسام درآمد گنج يا دفينه‌اى است كه صاحبش به كلى مجهول است و به دست كسى مىافتد . مىدانيم كه در قديم‌الايام مؤسسه‌اى مثل بانك نبوده است كه اگر مردم پول و جواهر قيمتى دارند در آنجا به امانت بسپارند و مطمئن باشند . البته در معابد اين كار كمى معمول بوده ولى در غير معابد معمول نبوده است . در نتيجه اين‌گونه اشخاص اموال خود را زير زمين مخفى مىكردند و اغلب آن را از نزديكان و محارم خود نيز مخفى مىنمودند . مثلًا به پسر كوچكش نمىگفت ، مىترسيد اگر به او بگويد من در فلان جا فلان مقدار اشرفى يا جواهر مخفى كرده‌ام ، او به كسى بگويد و بعد دزد يا زورمندى بيايد آن را ببرد . گاهى توفيق پيدا مىكردند كه به پسرشان كه بزرگ شده بود و به او اطمينان داشتند بگويند و گاهى اتفاق مىافتاد كه قبل از اينكه به وارث بگويند ، از بين مىرفتند و اينها زير خاك مىماند . برخى ثروتمندان و سلاطين گنجهاى خيلى بزرگ داشتند . آنها را زير زمين مدفون مىكردند و كسى نمىدانست . صد سال ، هزار سال ، دو هزارسال مىگذشت و كسى اطلاع نداشت . بعد يك كسى به يك مناسبتى نقطه‌اى از زمين خود را مىكَنَد ، مىبيند گنجى پيدا شد ، سكه‌هاى خلفاى عباسى ، اموى ، سكه‌هاى پيش از اسلام ، يا لااقل سكه‌هاى دورهء سلجوقى ، صفوى . صاحب زمين كه زمين مال او است و او گنج را به دست آورده ، اين پول مفت به او تعلق دارد . اين هم يك درآمد مجانى و بلاعوض است و بايد خمس آن را بدهند . معادن و چيزهايى كه از راه غوّاصى به دست مىآيد نيز از اين قبيل است كه اينها همه فلسفه‌هاى نزديك به هم دارد .