اثر تقوا در دنيا
در قرآن سه اثر براى تقوا بيان شده . يكى اثر روحى است كه در دنيا پيدا مىشود ، و دو تا در آخرت ظهور پيدا مىكند . در دنيا - همانطور كه در آيه هم ذكر شده به انسان روشنبينى مىدهد ، چون انسان را روشن مىكند . بايد بدانيم همانطور كه در بيرون خود روشنايى و تاريكى مىبينيم و بيرون وجودمان تاريك يا روشن مىشود ، در درون و ضمير خود نيز روشنايى و تاريكى احساس مىكنيم . ضمير بعضى روشن است و گويى در آن چراغى نصب شده است ، و به عكس ، ضمير بعضى تاريك است در اثر خاموشى چراغ باطن ؛ و اين قطعاً حقيقتى است . افراد روشنضمير اولين چيزى كه دارند اين است كه بهتر از ديگران خوبيها و بديها را احساس مىكنند ، عيبها و نقصها را مىبينند و اعتراف مىنمايند . ولى افرادى كه درونى تاريك دارند ، واضحترين و بزرگترين عيب خود را نمىبينند . و منحصر به اين نيست . نكتهاى را فيلسوفان توجه كردهاند و آن اينكه انسان بيرون خودش را از آئينه و عينك وجود خودش مىبيند . ما يكديگر يا جهان را با عينك وجود خودمان مىبينيم . اگر اين عينك ، سفيد و بىغبار باشد اشياء و جهان را همانطور كه هست سفيد و روشن مىبينيم ، و اگر تيره و سياه باشد جهان را تيره و سياه مىبينيم ، و اين نكته بسيار جالب است . ملّاى رومى مىگويد :
چون تو برگردى و برگردت سرت * خانه را گردنده بيند منظرت
امتحان كن ، دور خود بچرخ ، بعد بايست ، مىبينى تمام اطرافت مىچرخد ، در حالى كه اينطور نيست بلكه سر تو مىچرخد . اگر انسان با تقوا و روشن و پاك و صاف باشد ، كوچك را كوچك ، سفيد را سفيد ، و سياه را سياه خواهد ديد .
اگرچه اين مطلب يك مقدار شوخى است ولى يادم هست خطيب بسيار فاضل و مبرّز مرحوم اشراقى قمى - كه شايد خيلى از آقايان اسم ايشان را شنيده باشند يا سخنرانىشان را ديده باشند ، و از خطباى تقريباً درجه اول ايران ، و هم فاضل بود و هم سخنور - يك وقتى در قم ، بالاى منبر ، افتاده بود تو دندهء انتقاد از قميها . ( خيلى انسان معتقد خوبى هم بود . ) مىخواست بگويد اين مردم عوام قم ما خيلى خرافاتى هستند ؛ و از جمله مىگفت قميها به گربهء سياه خيلى احترام مىگذارند و فكر مىكنند كه گربهء سياه از ما بهتران است ، و لهذا وقتى گربهء سياه مىآيد فوراً از بهترين غذاهاشان و گوشت خالص برايش مىاندازند . برعكس براى گربههاى ديگر