اهميتى قائل نيستند ، آن مقدارى هم كه شرعاً بايد به او داد نمىدهند ، و لهذا همهء گربههاى ديگر در قم منقرض شدهاند و فقط گربه سياهها ماندهاند . هرچه نگاه مىكنى در اين شهر گربهء سياه مىبينى ، آن هم چاق و چله . از منبر آمد پايين . طلبهء خيلى خوشمزهاى بود خرمآبادى . اتفاقاً مرحوم اشراقى عينك سياه به چشمش زده بود . وقتى آمد نشست ، آن طلبه به همان زبان خرمآبادى و خيلى ساده و لطيف گفت : قربانت ! ما كه تو اين شهر گربهء سياه نمىبينيم ، تو عينك سياه به چشمت زدهاى همهء گربهها را سياه مىبينى . خيلى مرحوم اشراقى خنديد . حالا حساب اين است : آدم عينك سياه كه به چشمش بزند - اگر چه آن داستان شوخى بود - همهء گربهها را سياه مىبيند .
قرآن مىگويد تقوا داشته باشيد تا عينك درونىتان سفيد باشد و جهان را همچنانكه هست ببينيد . انْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً اگر تقواى الهى داشته باشيد ، اگر درونتان پاك باشد ، اگر تيرگيها را از درون خود زايل كنيد ، خداوند در دل شما مايهء تميز قرار مىدهد ؛ يعنى خدا در دل شما چيزى قرار مىدهد كه با آن حقايق را خوب تميز مىدهيد ، يعنى به شما روشنى مىدهد . پس انسان در اثر تقوا درونش روشن مىشود و به همين جهت روشنبين مىشود . وقتى كه روشنبين شد ، اولًا خودش را خوب مىبيند ، خوب اندازهگيرى مىكند ، زيادتر از آنچه هست نمىبيند ، كمتر از آنچه هست نيز نمىبيند ، تيرگيها و عيبهاى خودش را خوب مىبيند ؛ و ثانياً در اثر اين روشنبينى ، به حكم اينكه انسان طورى ساخته شده كه جهان را با عينك وجود خودش مىبيند ، وقتى تقوا داشته باشد و عينك وجودش پاك باشد ، جهان را بهتر مىبيند ، بهتر تشخيص مىدهد . واقعاً اشخاصى كه باتقوا هستند ، اگر آنها را با يك فرد ديگرى نظير خودشان كه از هر جهت مثل خودشان باشند منهاى تقوا ، در نظر بگيريم ، مىبينيم قضاوتهاى او خيلى بهتر از اين ديگرى است . اين است كه مىگوييم به اينگونه اشخاص الهام مىشود ؛ آدم پاكى است ، به او الهام مىشود . اين اثر تقواست در دنيا .
اثر اخروى تقوا
اثر تقوا در آخرت اين است كه گناهان گذشته را پاك مىكند ، كفارهء عمل گذشته است ، يعنى [ گناهان گذشته را ] محو مىكند : وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ . مقصود اين است