خاطر مال و زن و بچهاش بود . ) فتنه در قرآن يعنى آزمايش . بدانيد همين مال و ثروت وسيلهء آزمايشند . يعنى همّ شما زن و بچه نباشد . اينجاست كه مسئلهء آخرت پيش مىآيد . شما نبايد به اينها به عنوان ايدهآل نگاه كنيد بلكه اينها وسيله هستند .
يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوا انْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ ذُوالفَضْلِ الْعَظيمِ . « تقوا » از ماده « وَقْى » به معنى خودنگهدارى است ، اين كه انسان در يك حالى باشد كه بتواند خود را نگهدارى كند . تقواى الهى نگهدارى خود است از آنچه بد است ، براى خدا .
قرآن مىگويد اگر متقى واقعى باشيد دو اثر دارد . يكى اينكه گشايش در كار به وجود مىآيد در اثر تأثير معنوى آن . واقعاً اگر كسى پاك و باتقوا زندگى كند ، يك سلسله گرهها برايش پيش نمىآيد ، و اگر پيش بيايد حل مىشود . خاصيت دوم تقوا اين است كه بر روشنبينى مىافزايد . ابتدا به نظر مشكل مىآيد . روشنبينى چه ارتباطى دارد به تقوا ؟ ! بستگى دارد به مغز و كار آن . تقوا چه تأثيرى دارد در بينش ؟
ولى اين اشتباه است . اگر انسان متقى باشد ، روشنبينتر است زيرا تقوا صفاى روح مىآورد ؛ تقوا آن تيرگيهايى را كه باعث مىشود انسان از روشنبينىهايى كه مخصوص خود اوست استفاده نكند از بين مىبرد .
چون غرض آمد هنر پوشيده شد * صد حجاب از دل به سوى ديده شد
شما اگر نسبت به موضوعى تعصب بورزيد نمىتوانيد آن را آن طورى كه هست بگيريد . تقوا گرد و غبار تعصب را پاك مىكند ، كينهتوزى را فرو مىنشاند ، در نتيجه عقل ، آزاد فكر مىكند . سعدى مىگويد :
حقيقت سرايى است آراسته * هوا و هوس گرد برخاسته
نبينى كه هرجا كه برخاست گرد * نبيند نظر گرچه بيناست مرد
تو را تا دلت باشد از حرص باز * نيايد به گوش دل از غيب راز
در اين زمينه دو جمله از حضرت امير عليه السلام است كه عالى است و مطلب را مىشكافد :
1 . اكْثَرُ مَصارِعِ الْعُقولِ تَحْتَ بُروقِ الْمَطامِعِ « 1 » . « مَصْرَع » به معنى خوابگاه و محلى است كه انسان به زمين مىخورد . ( مثلًا محلى كه پشت پهلوان به خاك رسيده است « مصرع » است . ) بيشترين نقطههايى كه پهلوانِ عقل به زمين مىخورد آن جايى است كه برق طمع در دل پيدا مىشود .
هامش
( 1 )
. نهجالبلاغه ، حكمت 219 .