خير ، معجزه دليل است براى اينكه آن آدمى كه طالب حقيقت است حقيقت را بفهمد و درك كند كه اين شخص فرستادهء خداست و راستگوست و او موظف به عمل كردن است .
نكتهء ديگرى كه اينجا بايد گفت اين است كه پيغمبران معاملهگر نيستند ؛ يعنى اين طور نيست كه گروهى پيش پيغمبرى بيايند و بگويند اگر مىخواهى ما به تو ايمان آوريم اين مقدار پول به ما بده !
پيغمبران آمدهاند كه مردم ايمان بياورند . ايمان با معاملهگرى جور در نمىآيد .
پيغمبران مردم را حتى دعوت به انفاق مىكنند يعنى از آنان مىخواهند كه در راه خدا خرج كنند .
جالب اينكه پس از آنكه آنان را دعوت به انفاق و جهاد كردند ، در مقام پذيرش حتى هرگونه انفاقى را تحويل نمىگيرند بلكه وقتى شخصى مىآيد و مىگويد من مىخواهم پول در راهى كه شما گفتهايد خرج كنم ، همين كه احساس مىشود كه اين پول دادن براى خودنمايى است ، از او نمىپذيرند ؛ و يا وقتى فردى مىآيد و مىگويد من مىخواهم سرباز اسلام باشم ، از او سؤال مىكند كه براى چه مىخواهى سرباز شوى ؟ مىگويد چون مىخواهم اسمم در تاريخ ضبط شود ؛ مىگويد برو دنبال كارت ، ما هَجَرْتَ الَى اللَّهِ تو به سوى خدا هجرت نكردهاى ؛ اخلاص و ايمان ندارى .
با توجه به اين مطالب ، معنى آيات روشن مىشود . در آيهء اول مىگويد :
لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّى تَفْجُرَ لَنا مِنَ الْارْضِ يَنْبوعاً . فرق است ميان اينكه گفته شود « نُؤْمِنُ لَكَ » يا « نُؤْمِنُ بِكَ » . اگر بگوييم « يُؤْمِنُ بِهِ » يعنى به او ايمان مىآورد ، و اگر بگوييم « يُؤْمِنُ لَهُ » يعنى به سود او ايمان مىآورد .
اينها نگفتهاند « لَنْ نُؤْمِنَ بِكَ » بلكه گفتهاند « لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ » يعنى ما به سود تو ايمان نمىآوريم ، و به عبارت ديگر اگر مىخواهى ما بياييم جزء دار و دستهء تو شويم ، كه اين كارى است به نفع تو ، تو هم بايد كارى به نفع ما بكنى .
حَتّى تَفْجُرَ لَنا . « ل » براى نفع است و صريح است در اينكه آنها جريان چشمه را به نفع خود مىخواستهاند و اين تقاضاى معجزه نيست ، تقاضاى يك معاملهء صرف است .
اوْ تَكونَ لَكَ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْانْهارَ خِلالَها تَفْجيراً . خواستهء دوم اينكه تو مالك باغستانى پر از درخت خرما و انگور باشى .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 197
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٩٧