ديدهايم ، گاهى بوتههايى در بعضى جاها مىرويد كه هيچ گونه ثمرى ندارد و وقتى دقت مىكنيم مىبينيم ريشه هم ندارد و لذا سستبنياد است . همينكه مختصر نسيمى بوزد از جا كنده شده و دور مىافتد ؛ و مانند همان كف كه در آيهء پيشين بود نمودش زياد است ولى بودش كم است .
ناصرخسرو گفتگويى دارد بين بوتهء كدويى كه در زير درخت چنارى روييده بود و به سرعت هرچه تمامتر رشد مىكرد و سراسر درخت چنار را فرا مىگرفت ، و بين آن درخت چنار كه سى سال از عمرش گذشته بود . بوتهء كدو در سر بيست روز خود را بر فراز درخت چنار جاى داد و از چنار پرسيد كه تو چند روزهاى ؟ ! چنار در جواب گفت : عمر من بيش از سى سال است . كدو به او خنديد و با طعن گفت ببين من كه بيست روزهام توانستهام بيشتر از تو رشد كنم . چنار در جواب گفت :
بگذار بر من و تو وزد باد مهرگان * آنگه شود پديد كه نامرد و مرد كيست
آن هنگام كه فصل خزان برسد و تندباد بوزد ، معلوم مىگردد كه كدام يك از ما مىتواند مقاومت كند .
غرض اين است كه قرآن مجيد مىگويد : ظاهربين مباشيد ؛ و باطل از آنجا كه نمودش خيلى زياد است شما را گول نزند ؛ بلكه بايستى عميقتر نگريست . ممكن است مسلكى باطل كه تمام عمرش 20 - 30 سال بيشتر نيست يك مرتبه چنان گسترش پيدا كند كه به صورت ظاهر از مكتب حق كه چهارده قرن از او مىگذرد بيشتر نمود داشته باشد . قرآن مجيد مىگويد بايد صبر داشت و به انتظار وزيدن بادهاى مخالف نشست . چهارده قرن بر انقلاب اسلامى گذشته و چه تندبادهاى مخالف وزيده است و قرص و محكم بر سر جاى خود ايستاده ، ولى اينگونه مسالك است كه به زودى دستخوش نشيب و فرازها مىگردد و از بين مىرود .
3 . در سورهء انبياء آيهء 18 مىفرمايد :
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَاذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمْ الْوَيْلُ مِمّا تَصِفونَ .
آيات قبل از اين آيه مربوط به اصل خلقت است ، يعنى با آن فكر مادى مبارزه مىكند كه جهان را پوچ و هيچ مىداند . زندگى انسان و جامعهء انسان تابع اصل خلقت است ؛ اگر اصل خلقت اساسش بر لهو و لعب و بازى و پوچى باشد انسان كه