تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كند ، زيرا ابزار كافى نداشت و لذا عده‌اى با يكديگر جمع مىشدند و حيوان بزرگى را شكار مىكردند و گوشتهايش را ميان خودشان تقسيم مىنمودند . در چنين شرايطى افراد بشر اجباراً برادروار زندگى مىكردند ، زيرا شرايط زندگى اينچنين ايجاب مىكرد ؛ همان گونه كه گلهء مرغها برادروار زندگى مىكنند ؛ نه جنگى بود نه نزاعى و نه خونريزى . كم‌كم كه بشر در طول تاريخ به تجربياتش افزوده شد و زراعت را كشف كرد و نيز به دامدارى و استفاده كردن از شير حيوانات و زاد و ولد آنها پى برد ، توانست آذوقه را ذخيره كند . دانهء گندمى را در زمين مىكاشت و بيست برابر مثلًا توليد مىكرد و روى اين حساب يك نفر قادر بود كه به اندازهء نياز ده نفر توليد كند . همين‌كه يك نفر توانست بيش از اندازهء مصرف خود تهيه و توليد كند حساب سابق درهم ريخت و وضع جديدى به وجود آمد . در حساب سابق هركسى مجبور بود دستش كار كند تا دهانش بجنبد و اگر دستش كار نمىكرد دهانش نمىتوانست بجنبد . ولى در وضع جديد كه يك نفر مىتواند بيش از نياز خويش توليد كند ، افرادى كه زور بيشترى داشتند ديگران را به عنوان برده گرفتند كه او كار كند و آنها بخورند . و از اينجا مالكيت پديد آمد ، يعنى مالكيت زمين و نيز مالكيت انسان نسبت به انسان . پس چون وضع توليد و ابزار توليد بهم خورد جامعهء انسان نيز دگرگون شد و آن انسان دورهء اشتراكى كه برادروار زندگى مىكرد اكنون به صورت دو خصم مقابل يكديگر درآمدند . آن نور و خير نخستين غروب كرد و ظلمت سراسر زندگى بشر را فرا گرفت و از آن روز در تاريخ بشريت ظلمت بر نور ، و شر بر خير ، و ظلم بر عدل ، و فريب و خدعه بر صداقت غلبه داشته است . آرى ، در اين بين‌ها گاهى جرقه‌اى و برقى به صورت استثنايى جهيدن مىنموده است و مثلًا فيلسوفى يا رهبر نهضتى پيدا مىشده كه در اثر فشار قدمى برمىداشته است ، و يا به نظر آنها كه به دين خيلى بدبين نبوده‌اند پيغمبرى قيام مىنموده و چند صباحى عدل و خير در جامعه مطرح بوده است ؛ ولى به حكم آنكه نظام حاكم بر تاريخ ، نظام مالكيت و ثروت بوده ، نمىتوانسته ادامه يابد و همچون برقى كه در ظلمات جهيدن كند پس از لحظه‌اى خاموش مىشده است و سپس همان طرح اصلاحى دومرتبه به صورت ابزارى در دست ارباب ثروت قرار مىگرفته و نقشى عليه مردم مظلوم و مقهور مىيافته است ؛