تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
اين زهر تلخ را در ايران بعضى از نويسندگان در عصر ما نيز در نوشته‌هاى خودشان ريختند . صادق هدايت يكى از آنهاست و با وجود اينكه هنوز جوان بود ، در سال 1320 خود نيز تحت تأثير اين فكر قرار گرفت و خودكشى كرد . وى در نوشته‌هاى خود افتخار مىكرد كه به اين مرحله از بلوغ فكرى رسيده است كه راهى جز خودكشى ندارد ! و مىگفت ديگران نيز مىبايست از من پيروى كنند و خودكشى نمايند . بالاتر اينكه اين گونه افراد مىگويند : بزرگترين خدمت به بشريت اين است كه انسان اگر بتواند همهء تخم بشر را از روى زمين بردارد ؛ يعنى با يك بمب مثلًا ، به حيات انسانها خاتمه دهد . و البته پيداست كه اين طرز تفكر چقدر ابلهانه و نادرست است ! طرز تفكر ديگرى وجود دارد كه نيز از مادّيون سر زده است و گرچه نظر بدبينانه‌اى است ولى به اين شكل اظهار بدبينى نمىكنند و به شكل ديگرى توجيه مىنمايند . مىگويند بشر هيچ گونه گرايش فطرى ندارد بلكه تابع آن است كه چه نقشى به او بدهند . اينان كه براى تاريخ و جامعه ماهيت مادى قائلند ، مىگويند : آنچه كه بر زندگى بشر حاكم مطلق است روابط مادى اجتماعى ، روابط اقتصادى و روابط توليدى است . اين رابطه‌ها به هر شكل كه باشند زندگى بشر از نظر خوبى و بدى تابع آن است . نه بايد به زندگى بشر خوشبين بود و نه بدبين . گاهى روابط توليدى اجباراً بشر را خوب مىسازد و گاهى اجباراً بد . مىگويند : روزى بود كه زندگى بشر از آنجا كه سطح توليد و ابزار توليد خيلى پايين بود و نمىتوانستند آذوقه را بيش از مقدارى كه روزمره مصرف مىكنند تهيه كنند ، همانند زندگى حيوانات بود ؛ مانند كبوترها كه صبحگاهان گرسنه از آشيانه بيرون مىآيند و تا شب خود را سير مىكنند و به لانه برمىگردند و فردا صبح همين كار تكرار مىشود . بشر اوّلى نيز اينچنين مىزيست و آذوقهء ذخيره‌اى نداشت . چيزى به نام « ثروت » وجود نداشت . افراد جامعه به صورت اشتراكى زندگى مىكردند و احياناً آذوقه را هم به طور مشترك تهيه مىنمودند . مثلًا يك نفر به تنهايى نمىتوانست يك حيوان را شكار