پيدا شدند نقش ضديت خود را در لباس مذهب توانستهاند پياده كنند و اگر مسلمين بيدار و آگاه باشند نقشههاى شوم آنان نقش بر آب مىگردد .
قرآن به صورت دلسوزى دربارهء آنان مىگويد :
اولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ماكانوا مُهْتَدينَ .
اينها مردمى هستند كه يك معامله كردهاند ولى چه معاملهء زيانكارانهاى ! هدايت را دادهاند و ضلالت را براى خودشان خريدارى نمودهاند . اينان در اين معامله علاوه بر اينكه هيچ سودى نبردهاند ، چه زيانها بردهاند ! هيچ راهى براى خويش نيافته و همانگونه در گمراهى بسر مىبرند .
از امام عليه السلام سؤال مىكنند كه عقل چيست ؟ مىفرمايد :
الْعَقْلُ ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجَنانُ .
عقل آن است كه انسان را به عبادت خداوند و بندگى او رهبرى كند و سعادت هميشگى را به انسان بدهد .
سائل پرسيد پس آنچه كه در معاويه بود چه بود ؟ جواب فرمود : تِلْكَ النُّكْرى وَ الشَّيْطَنَةُ آن نكرى و شيطنت است . نكرى و شيطنت با عقل دوتاست .
مقصود امام عليه السلام از « نكرى و شيطنت » همان نيرنگبازىها و نقشهكشىهاى منافقانه است و از « عقل » همان نيرويى كه انسان را به معنويت و انسانيت رهنمون مىگردد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 149
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص١٤٩