تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
ميان صفوف مسلمانان رخنه مىكنند و تظاهر به اسلام مىنمايند و از پشت خنجر مىزنند . اصطلاح « ستون پنجم » را شايد شنيده باشيد . گويا در جنگ بين‌الملل اول يكى از ارتشها چهار ستون علنى داشت كه با اسلحهء گرم به دشمن حمله مىكرد ، ولى گروهى را نيز قبلًا به داخل ارتش مخالف فرستاده بودند كه آنان را اغفال مىكردند و چنان‌كه مىگويند بيش از چهار ستون علنى ، اين ستون مخفيانه كار مىكردند . نام آنها را « ستون پنجم » گذاشته‌اند كه در داخل صفوف دشمن تظاهر به محبت مىكنند ولى در باطن به نفع گروه خودشان در كارند . قرآن مىگويد : هميشه خطر ستون پنجم ، جامعهء مسلمانان را تهديد مىكند ، كسانى كه مىگويند : امَنّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْاخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنينَ ما ايمان به خداوند و به روز قيامت آورده‌ايم ، ولى دروغ مىگويند . يُخادِعونَ اللَّهَ وَ الَّذينَ امَنوا . . . اگر مىفرمود : « يَخْدَعونَ اللَّهَ » يعنى خدا را فريب مىدهند ! ولى خدا را نمىتوان فريب داد و محال است ، لذا مىفرمايد : يُخادِعونَ اللَّهَ با خدا مخادعه مىكنند . مخادعه كه از باب مفاعله است يكى از معانىاش اين است كه آنان درصدد خدعه با خداوند برمىآيند ، يعنى در مقام آن هستند كه به خدا نيرنگ بزنند . وَ ما يَخْدَعونَ الّا انْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرونَ . آدمى همين‌كه بخواهد خدا را گول بزند خودش را گول زده است ، چرا ؟ هيچ گاه حقيقت و واقعيت را نمىشود فريب داد ، و هركس كه به فكر فريب دادن حقايق بيفتد در واقع خودش را فريب داده است . طبيب را مىشود فريب داد ولى طب را نمىشود فريب داد . مثلًا انسان مىتواند به طبيب دروغ بگويد و بدين وسيله او را گول بزند ؛ فرض كنيد وقتى از او سؤال مىكند آيا دوايى را كه داده بودم مصرف كردى يا خير ، در جواب بگويد آرى ، و حال اينكه مصرف نكرده باشد ، و بالاخره دستورات طبيب را به كلى عمل نكند ولى بگويد عمل كردم . در اينجا طبيب گول مىخورد ولى طب گول نمىخورد و در واقع خود شخص دروغگو گول خورده است ، زيرا طبيب طبق اظهارات او نسخه مىدهد و به اين ترتيب شخص مريض منافق دروغگو ، روز به روز بر مرضش افزوده مىشود و هستى او را به باد مىدهد . در اينجا نيز مسلمانان را مىتوان گول زد و با آنها از در نيرنگ وارد شد ولى