شكلهاى مختلف بحث از منافقين مطرح شده و سورهء 63 كه به نام « منافقون » است اختصاص به آنها داده شده است .
نفاق چيست ؟
نفاق يعنى دو چهرگى ، اينكه انسان جورى باشد و طور ديگرى ارائه دهد .
اين خصلت گرچه يك خصلت نبايستنى و مذموم است ولى در عين حال ناشى از كمال انسان است ؛ يعنى از آنجا كه انسان در ميان حيوانات تكامليافتهتر است قدرت بر تصنع و ظاهرسازى دارد . حيوانات ديگر معمولًا و اكثر قدرت نفاق ندارند . تنها بعضى از حيوانات كه از نظر هوش اندكى كاملترند گاهى تا حدودى توانايى تصنع دارند .
مثلًا هيچ گاه مرغ و يا چهارپايانى از قبيل اسب و الاغ نمىتوانند چنين كارى بكنند ، ولى گربه در يك حدى مىتواند و لذا در هنگام شكار موش و يا گنجشك از اين قدرت استفاده كرده و با مخفى نمودن خود طعمهء خويش را به دست مىآورد .
روباه نيز چنين است و لذا ضربالمثل فريبكارى شناخته شده است . گرگ هم گاهى با نقشههاى فريبكارانه به مقاصد خويش دست مىيابد .
ولى هيچ حيوانى مانند انسان قدرت تصنع ندارد و براى اين كار تعبيرات ادبى گوناگونى به كار مىرود . دودوزه بازى ، جو فروشى و گندمنمايى ، تعبيراتى است كه همين معنا را مىرساند ، و يا اينكه مىگويند فلان كس با گرگ دنبه مىخورد و با چوپان گريه مىكند !
اينكه گفتم نفاق ناشى از تكامل انسان است دليلش اين است كه هرچه انسان بدوىتر است نفاقش كمتر است . كودك در كودكى نفاق ندارد و لذا در مجلسى كه نشسته است هر غذايى كه به او پيشنهاد مىكنند در صورتى كه تمايل داشته باشد صرف مىكند و حتى اگر رغبت داشته باشد قبل از تعارف ديگران با گريه كردن اظهار تمايل مىنمايد . ولى آدم بزرگ در يك مجلس كه قرار مىگيرد با وجود اينكه تمايل شديد به غذاهاى موجود دارد ولى وقتى به او تعارف مىشود مىگويد ميل ندارم . اين دروغ را بچه نمىگويد .
انسان هرچه از نظر تمدن پيش مىرود قدرت نفاق بيشترى مىيابد . بشر هزارسال قبل يك صدم نفاق بشر امروز را نداشته است .