و مردند و مات و فات شدند . پدر و مادرش كه متديّناند و حاضر نيستند هيچ چيز بر خلاف دين و ايمان بشنوند و از آن طرف هم مىبينند عزيزشان اين طور حرف مىزند ناراحت مىشوند ، مىگويند : وَيْلَكَ امِنْ انَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ واى بر تو ! انكار نكن ، وعدهء خدا حق است .
يكى از دردناكترين امور اين است كه پدر و مادر متديّن ببينند فرزند عزيزشان بىدين شده و از او ردّه و ارتداد و كفر ببينند . در اين وقت است كه فرياد استغاثهشان به آسمان بلند مىشود . وَ هُما يَسْتَغيثانِ اللَّهَ . اما او مىگويد : ما هذا الّا اساطيرُ الْاوَّلينَ اينها افسانههايى است كه گذشتهها درست كردهاند .
اين آيات مظهر دو نسل مختلف بود ، يكى حالت يك نسل صالح را بيان مىكند و يكى حالت يك نسل فاسد را . حالا ببينيم نسل جوان ما چطور است .
نسل جوان امروز
نسل جوان ما مزايايى دارد و عيبهايى . زيرا اين نسل يك نوع ادراكات و احساساتى دارد كه در گذشته نبود و از اين جهت بايد به او حق داد . در عين حال يك انحرافات فكرى و اخلاقى دارد و بايد آنها را چاره كرد . چاره كردن اين انحرافات بدون در نظر گرفتن مزايا يعنى ادراكات و احساسات و آرمانهاى عالى كه دارد و بدون احترام گذاشتن به اين ادراكات و احساسات ميسر نيست . بايد به اين جهات احترام گذاشت . رودربايستى ندارد ؛ در نسل گذشته فكرها اين اندازه باز نبود ، اين احساسات با اين آرمانهاى عالى نبود . بايد به اين آرمانها احترام گذاشت . اسلام به اين امور احترام گذاشته است . اگر ما بخواهيم به اين امور بىاعتنا باشيم محال است كه بتوانيم جلو انحرافهاى فكرى و اخلاقى نسل آينده را بگيريم . روشى كه فعلًا ما در مقابل اين نسل پيش گرفتهايم كه روش دهانكجى و انتقاد صِرف و مذمّت است و دائماً فرياد ما بلند است كه سينما اين طور ، تئاتر اين طور ، مهمانخانههاى بين شميران و تهران اين طور ، رقص چنين ، استخر چنان ، و دائماً واى واى مىكنيم درست نيست . بايد فكر اساسى براى اين انحرافها كرد .
درد اين نسل را بايد درك كرد
فكر اساسى به اين است كه اول ما درد اين نسل را بشناسيم ، درد عقلى و فكرى ،