حاضر جريان سهم امام شبيه اين است كه فىالمثل دولت مالياتى براى تأمين زندگى فرهنگيان وضع كند و خودِ آنها را مأمور كند كه با جلب نظر و تحبيب مردم اين بودجه را وصول كنند و هركس به هر اندازه مىتواند از مردم بگيرد ، لكن وجداناً موظف است كه زائد بر احتياجات شخصى خود را به ديگران بدهد .
بديهى است كه در اين صورت وضع فرهنگ و تعليم و تربيت به چه شكل درمىآيد . آن معلمين ، بچهها را آن طور تعليم و تربيت مىكنند كه پسند خاطر اولياى اطفال - كه نوعاً عوام هستند - باشد . اين طرز عمل سبب مىشود كه عوامفريبان آنها جلو بيفتند و صاحبنظران و اصلاحطلبان فرهنگى حذف شوند ، بازار رياكارى و مجامله و كتمان حقايق و ظاهرسازى و بالاخره همهء معايبى كه با جلب عوام بستگى دارد در ميان آنها رايج گردد . اين طرز عمل سبب مىشود كه معلم به اولياى اطفال به چشم يك « مستغل » بنگرد و همهء تدابيرى كه يك صاحب ملك يا صاحب كارخانهاى در بهرهبردارى براى سود بيشتر به كار مىبرد او در مورد اولياى اطفال به كار ببرد ؛ هم مفاسد جلب عوام پيدا خواهد شد از قبيل ريا و ظاهرسازى و كتمان حقايق و گدا مسلكى ، و هم مفاسد تقسيم نشدن عادلانهء ثروت از قبيل كينهها و دشمنيها و عقدهها و بدبينىها .
بودجهء روحانيت ما عيناً چنين حالتى را دارد . راه اصلاحش منحصراً سازمان دادن به اين بودجه است از راه ايجاد صندوق مشترك و دفتر و حساب و بيلان در مراكز روحانيت به طورى كه احدى از روحانيين مستقيماً از دست مردم ارتزاق نكند . هركس به تناسب خدمتى كه انجام مىدهد از آن صندوق كه در اختيار مراجع و روحانيين طراز اول حوزههاى علميه خواهد بود معاش خود را دريافت كند .
اگر اين كار بشود مردم به حكم عقيده و ايمانى كه دارند وجوه مال خود را مىپردازند و ضمناً حكومت و تسلط عوام ، ساقط و گريبان روحانيين از چنگال عوامالناس خلاص مىگردد . همهء آن مفاسد ناشى از اين است كه روحانيين مستقيماً از دست مردم ارتزاق مىكنند ؛ از اين است كه هركسى شخصاً بايد با وجوهاتدهندگان ارتباط پيدا كند و نظر او را جلب نمايد .
هر مرجع تقليدى مديريتش بسته به سهم امام است كه بگيرد و به طلاب حوزههاى علميه بدهد ؛ بايد شخصاً جلب اعتماد كند و اين بودجه را تأمين و تحصيل نمايد . در وضع و شرايط حاضر ، روحانيين شهرستانها چارهاى ندارند از
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 502
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٠٢