تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
وَ اللَّهِ ما فَجَأَنى مِنَ الْمَوْتِ وارِدٌ كَرِهْتُهُ وَ لا طالِعٌ انْكَرْتُهُ وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ « 1 » . به خدا قسم هيچ امر مكروه و خلاف انتظارى براى من رخ نداده است . همان رخ داده كه مىخواستم ؛ به آرزوى خود كه شهادت است رسيدم . مثَل من مثَل كسى است كه شب تاريك در جستجوى آب در صحرايى مىگردد و ناگاه چاه آبى و يا سرچشمه‌اى پيدا مىكند . مثَل من مثَل جوينده‌اى است كه به مطلوب خود نائل شده باشد . حافظ به همين جمله‌ها نظر دارد آنجا كه مىگويد :
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند * و اندر آن ظلمت شب آب حياتم دادند چه مبارك سحرى بود و چه فرخنده شبى * آن شب قدر كه اين تازه براتم دادند
در سحر نوزدهم رمضان ، تا ضربت دشمن فرق على را مىشكافد ، اولين يا دومين جمله‌اى كه از او شنيده مىشود اين است كه : « فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ » سوگند به پروردگار كعبه كه رستگار شدم . پس شهادت از نظر اسلام از جنبهء فردى يعنى براى شخص شهيد يك موفقيت است ، بلكه بزرگترين موفقيت است ؛ آرزوست ، بلكه بزرگترين آرزوست . امام حسين فرمود : جدّم به من فرموده است كه تو درجه‌اى نزد خدا دارى كه جز با شهادت به آن درجه نائل نخواهى شد . پس شهادت امام حسين براى خود او يك ارتقاء است ، عاليترين حدّ تكامل است . تا اينجا ما مسئلهء مرگ و شهادت را از جنبهء فردى تحليل كرديم و رسيديم به اينجا كه اگر مرگ به صورت شهادت باشد واقعا يك موفقيت است براى شهيد ؛ جشن و شادمانى دارد . لهذا سيد بن طاووس مىگويد : اگر نبود كه دستور عزادارى به ما رسيده است ، من روز شهادت ائمه را جشن مىگرفتم . اينجاست و از اين جنبه است كه ما به مسيحيت حق مىدهيم به نام شهادت
هامش
( 1 ) . نهج‌البلاغه ، نامهء 23 .